حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٩٠ - (طريق پنجم) اجماعست
عرض ميكردند و قول ايشان را بر اقوال ساير فقهاء ترجيح مىدادند و كسى دعوى نمىتواند كرد كه ايشان اين علوم را از علماى مخالفين يا راويان ايشان اخذ كردهاند زيرا كه هرگز كسى احدى از ايشان را نديده بود كه نزد احدى از علماء تردد كرده باشند و ايضا علوم ايشان مباين علوم ديگران و مخصوص ايشان است و همه علماء محتاج بايشان بودهاند در علم و ايشان محتاج باحدى نبودند پس معلوم مىشود كه اين علم لدنى است كه از جانب خدا و رسول به ايشان رسيده و حق تعالى ايشان را مخصوص بآن گردانيده تا مفزع و پناه امت باشند و اين را معجز ايشان گردانيده چنانچه معجز جد ايشان حضرت رسالت اين بود كه علوم اولين و آخرين و قصص انبياء و مرسلين را بدون آنكه در كتابى بخواند يا از احدى بشنود آورد.
دوم آنكه جميع امت اجماع كردهاند بر طهارت و عدالت ايشان و هيچكس قدرت نكرده كه قدحى در احدى از ايشان بكند يا فسقى و عيبى بايشان نسبت دهد با آن سعيى كه دشمنان ايشان از خلفاء و امراء و حاسدان ايشان در حط مرتبه ايشان مينمودند و هر كه اظهار عداوت ايشان ميكرد مقرب خود ميگردانيدند و كسى را كه گمان ولايت و محبت ايشان باو ميبردند دور ميكردند و محروم ميگردانيدند بلكه در مقام قتل و استيصال او بر مىآمدند زيرا كه ميديدند كه اكثر خلق اعتقاد بامامتى كه تالى رتبه نبوتست نسبت بايشان دارند و شيعيان ايشان در اطراف بلاد منتشر گرديدهاند و دعواى صدور معجزات و عصمت از معاصى و زلات از براى ايشان ميكنند حتى آنكه غاليان باعتبار غرايب احوال و محاسن صفات و اخبار از مغيبات و ساير معجزات كه از ايشان ميديدند بعضى اعتقاد پيغمبرى و بعضى اعتقاد خدائى در حق ايشان كردند و باين مراتب با وفور اعداء و حساد نتوانستند افترائى در حق ايشان بكنند يا نسبت معصيتى و خطائى بايشان بدهند با آنكه ميبينيم كه عادت چنين جارى شده است كه كسى كه اندك منزلتى و رتبهاى در ميان مردم بهمرساند در علم يا صلاح از زبان دشمنان سالم نميماند و البته عيبى چند از براى او اثبات ميكنند و امرى چند در حق او افتراء ميكنند كه قدر او را پست كنند و او را از مرتبه خود بيندازند پس اين از جمله معجزات ايشان است كه حقتعالى دست و زبان دشمنان را بسته است و رتبه ايشان را در ميان دوست و دشمن بمرتبهاى ظاهر گردانيده است كه كسى ياراى تهمتى و افترائى در حق ايشان ندارد.
سيم آنكه در جميع فرق اسلام خواه آنها كه ايشان را امام ميدانند و خواه آنها كه امام نميدانند همه اتفاق نمودهاند بر فضيلت و عدالت و علو قدر و طهارت ايشان مگر قليلى از