حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٤٢ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
كسى بود كه عمال خود را جريمه كرد و نصف اموال ايشان را گرفت و او مسجد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را خراب و زياد كرد و از جمله آنچه داخل كرد خانه عباس بود و او مقام را نقل كرد بموضعى كه الحال در آنجا هست و بيشتر متصل بخانه كعبه بود و معانده با حضرت رسالت از اين واضحتر و صريحتر نميباشد كه سنت آن حضرت را دانسته برطرف كند و بدعت جاهليت و كفر را احياء كند.
(پنجم) آنكه چون از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حضرت امير عليه السّلام شنيده بود كه موالى و انصار ما از عجم خواهند بود با عجم عداوت ميكرد و احكام مسلمانان را بر ايشان جارى نميكرد و مقرر كرد كه قريش دختر از عرب و عجم بخواهند و عرب از عجم دختر بگيرد و قريش دختر بساير عرب ندهند و عرب دختر بعجم ندهند پس عرب را نسبت بقريش و عجم را نسبت بعرب بمنزله يهود و نصارى قرار داد و حال آنكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود مسلمانان كفو يكديگرند و در جامع الاصول از موطاى مالك روايت كرده است كه عمر منع كرد از آنكه ميراث عرب را بعجم بدهند مگر عجمى كه در ميان عرب متولد شده باشد و اين متضاده صريحيست با احكام ميراث كه حقتعالى در قرآن مجيد نازل ساخته.
(ششم) آنكه در ميراث عول و تعصب را قرار داد و آن مخالف كتاب و سنت است و بيانش طولى دارد كه مناسب اين رساله نيست.
(هفتم) آنكه الصلاة خير من النوم را در اذان نماز صبح زياد كرد چنانكه در جامع الاصول از موطاى مالك روايت كرده است.
طعن نهم آنست كه بيت المال و غنائم و فىء را در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و در زمان أبو بكر بالسويه قسمت ميكردند و عمر آن را برهم زد و زوجات حضرت رسول را زياده داد و عايشه را سالى دوازده هزار درهم ميداد و ساير زوجات را ده هزار درهم ميداد و قسمت اهل بدر را از مهاجران پنجهزار درهم و از انصار چهار هزار درهم قرار داد و همچنين ساير مردم را بتفاوت ميداد و بخارى و مسلم و ديگران روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با انصار گفت در مقام تسلى كه بعد از من ديگران را بر شما زيادتى خواهند داد پس صبر كنيد تا در كوثر بنزد من آئيد و ابن ابى الحديد و ديگران اعتراف كردهاند كه اول كسى كه اين بدعت را جارى كرد و قسمت بالسويه را تغيير داد عمر بود و اين معلومست كه متضمن جور بر جماعتى است كه حق ايشان را كم كرد و اكثر فتنههاى زمان حضرت امير عليه السّلام متفرع بر اين بدعت شد زيرا كه حضرت امير خواست كه سنت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در ميان ايشان جارى كند اكابر