حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٤١ - مطلب دويم در بيان قليلى از بدع و قبايح اعمال و شنايع افعال عمر است
فرموده است وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها يعنى داخل خانهها از درها بشويد تو از ديوار بالا آمدهاى و فرموده است فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا يعنى هرگاه داخل خانه شويد پس سلام كنيد و تو سلام نكردى عمر گفت اگر از تو عفو كنم اختيار امر خير خواهى كرد گفت بلى و اللّه ديگر اين كار را نخواهم كرد عمر گفت برو از تو عفو كردم.
(سيم) آنكه طلاق متوالى را بدون رجوعى يك حساب ميكردند در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ابو بكر بعد از آنكه سه سال از خلافت او گذشت بسه طلاق حساب كرد چنانچه صاحب جامع الاصول از صحيح ابى داود و نسائى روايت كرده است از ابن عباس بچندين طريق و عذرى كه گفته است آنست كه مردم بر طلاق جرأت نكنند اگر اين علت اجراى سه طلاق ميشد بايست كه خدا علمش بهمه چيز احاطه كرده است بكند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در جميع امور منتظر وحى الهى ميشد و بعقل كامل خود حكم نميكرد عمر را چه نسبت است كه احكام الهى را بعقل شوم خود تغيير دهد (چهارم) آنكه از ائمه اهل بيت بطرق معتبره منقولست كه مقام ابراهيم در زمان ابراهيم و بعد از او متصل بديوار خانه كعبه بود تا آنكه كفار قريش در جاهليت از آنجا برداشتند و در موضعى كه الحال در آنجا است گذاشتند چون آن حضرت مكه را فتح كرد مقام را برگردانيد بجائى كه در زمان حضرت ابراهيم در آنجا بود و پيوسته در آنجا بود تا عمر غصب خلافت كرد و رفت پرسيد كه كيست بداند كه مقام در زمان جاهليت در كجا بوده است منافق ديگر گفت من اندازه آن را بتسمه برداشتهام و نگاه داشتهام عمر آن را طلبيد و مقام جاهليت را معلوم كرد و مقام را برداشت و در همان موضع گذاشت كه در جاهليت بود و تا حال در آن موضع است و حضرت صاحب الامر بمكان اول بر خواهد گردانيد و اين قصه از جمله مشهورات بلكه متواتراتست و الحال جاى مقام را كه در زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام در آنجا بود گودتر گذاشتهاند و مقام جبرئيل ميگويند و صاحب كشاف نيز اشاره بتحويل مقام نموده است و گفته است عمر از مطلب ابن ابى وراعه پوسيد كه ميدانى موضع مقام در جاهليت در كجا بود گفت بلى و نشان او داد همين موضع را.
و ابن ابى الحديد گفته است كه مورخان گفتهاند كه عمر اول كسى بود كه اقرار كرد كه نافله رمضان بجماعت بكنند و بشهرها نوشتكه چنين كنند و خانه رويشد ثقفى را سوزانيد كه نبيذ ميفروخت و اول كسى بود كه عسسى و شبگردى را اختيار كرد و اول كسى بود كه تازيانه براى تأديب مردم مقرر كرد و ميگفتند تازيانه عمر مهابتش بيشتر از شمشير حجاج بود و اول