حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٢٠٩ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
چون شده است كه چنين امر عظيم خلافى معتادى در هيچ كتابى از كتب انبياء و تاريخى از تواريخ ايشان مذكور نشده و بغير أبو بكر بتنهائى يا دو سه منافق ديگر بر اين امر غريب مطلع نشده و يك بار در اين امر در عصرى از اعصار سابقه نزاعى نشده كه بآن تقريب در تواريخ امم سابقه نقل كنند و يك كس نقل نكرده كه عصاى موسى يا خاتم سليمان يا اسلحه فلان پيغمبر را بصدقه بفلان شخص دادند يا او فخر كند كه ثياب فلان پيغمبر بمن رسيده پس كسى كه اندك شعورى دارد مىداند كه اين حديث را وضع كردند و بىتدبيرانه افترا كردهاند و فكر در عاقبتش نكردهاند و آنچه از صحاح ايشان ظاهر ميشود و ابن ابى الحديد نيز اعتراف كرده است بآن آنست كه غير أبو بكر كسى اين حديث را نقل نكرده است و بعضى گفتهاند كه مالك بن اوس نيز تصديق او كرد و اين قول را نادر مىدانند و در كتب اصول استدلال كردهاند بر آنكه بروايت يك صحابى عمل نميتوان كرد با آنكه بروايت أبو بكر به تنهائى باين حديث عمل كردند اما روايت كردهاند كه در زمان عمر كه على و عباس مخاصمه كردند نزد او در ميراث او شهادت طلبيد از طلحه و زبير و عبد اللَّه بن عوف و سعد بن ابى وقاص و ايشان باتفاق از ترس شهادت دادند.
طعن ديگر از جمله امورى كه أبو بكر بر خلاف حكم خدا و رسول كرد در حق فاطمه (س) و اهل بيت آن بود كه منع كرد حق ذوى القربى را از ايشان كه بنص قرآن از ايشان بود چنانچه ابن ابى الحديد گفته است كه مردم گمان مىكنند كه نزاع فاطمه (س) و أبو بكر در دو امر بود در ميراث و در بخشش و در حديث وارد شده است كه در امر ثالثى نيز نزاع كرده بود و أبو بكر باو نداد و آن سهم ذوى القربى بود چنانچه در كتاب سقيفه از انس روايت كرده است كه فاطمه (س) بنزد أبو بكر آمد و گفت مىدانى كه خدا بر ما اهل بيت حرام كرده است صدقات را و از براى ما در غنائم سهم ذوى القربى قرار داده است در آيه خمس أبو بكر گفت اين آيه را خواندهام اما نمىدانم كه تمام اين سهم از شما است فاطمه گفت آيا ملك تو و اقرباى تو است گفت نه بلكه بعضى را بر شما انفاق مىكنم و باقى را در مصالح مسلمانان صرف ميكنم فاطمه گفت اين حكم خدا نيست أبو بكر گفت اين حكم خدا است اگر حضرت رسول در اين باب عهدى بتو كرده است بگو من تصديق ميكنم و بتو و اهل تو مىگذارم فاطمه گفت در اين باب بخصوص چيزى نگفته است اما شنيدم از آن حضرت در وقتى كه اين آيه نازل شد گفت بشارت باد شما را آل محمد كه توانگرى آمد بسوى شما أبو بكر گفت من از اين آيه نمىفهمم كه همه را بشما بدهم و ليكن آن قدر كه شما را بس