حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٩٢ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
طوسى و ديگران بسندهاى بسيار معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه چون أبو بكر كارهاى خود را محكم كرد و بيعت از اكثر مهاجران و انصار گرفت كسى را فرستاد كه وكيل حضرت فاطمه را از فدك بيرون كرد و حضرت فاطمه بسوى أبو بكر آمد و گفت بچه سبب منع ميكنى ميراث پدرم رسول خدا را از من و بچه جهت وكيل مرا از فدك بيرون كردى و حال آنكه رسول خدا بامر خدا او را بمن داده أبو بكر گفت بر آنچه ميگوئى گواه بياور حضرت فاطمهام ايمن را آورد و ام ايمن گفت اى أبو بكر گواهى نميدهم تا حجت بر تو تمام كنم و بآنچه حضرت رسول در حق من گفته است تو را بخدا قسم ميدهم نميدانى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت ام ايمن زنى است از اهل بهشت أبو بكر گفت بلى ميدانم ام ايمن گفت پس من گواهى ميدهم كه حقتعالى وحى كرد به رسول خود كه بده بذى القربى حق او را پس حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فدك را بطعمه حضرت فاطمه داد بامر خدا و حضرت امير عليه السّلام نيز آمد و گواهى داد و بهمين نحو به روايت ديگر حسنين نيز شهادت دادند پس أبو بكر نامهاى نوشت در باب فدك و بفاطمه داد پس عمر حاضر شد و گفت اين چه نامهايست أبو بكر گفت فاطمه دعوى فدك كرد و ام ايمن و على عليه السّلام براى او گواهى دادند من اين نامه را نوشتم عمر نامه را از دست فاطمه گرفت و پاره كرد و فاطمه گريان شد و بيرون رفت روز ديگر حضرت امير بنزد أبو بكر آمد در وقتى كه مهاجران و انصار بر دور او مجتمع بودند و گفت اى أبو بكر چرا منع كردى فاطمه (ع) را از ميراثى كه از رسول خدا باو رسيده بود و حال آنكه در حيات حضرت رسول آن را مالك و متصرف بود أبو بكر گفت آن فىء همه مسلمانانست اگر اقامه شهود بكند بر آنكه او را رسول خدا باو داده و مخصوص او گردانيده است باو ميدهم و الا او را در آن حقى نيست حضرت امير گفت اى أبو بكر آيا در حق ما حكم ميكنى بخلاف حكم خدا در همه مسلمانان أبو بكر گفت نه حضرت فرمود پس بگو اگر در دست مسلمانان چيزى باشد كه مالك و متصرف باشند و بعد از آن من بيايم و دعوى كنم كه از من است از كى گواه خواهى طلبيد گفت از تو حضرت فرمود پس چرا در فدك از فاطمه گواه طلبيدى بر آنچه در دست او بود در حيات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بعد از آن مالك و متصرف بود و از مسلمانان گواه نطلبيدى چنانچه از من طلبيدى در آن فرضى كه كردم أبو بكر ساكت شد عمر گفت اين سخنان را بگذار ما قوت احتجاج با تو نداريم اگر گواهان عدول مى آورى ميدهيم و الا تو را و فاطمه را در آن حقى نيست حضرت فرمود اى أبو بكر قرآن خواندهاى يا نه گفت بلى فرمود خبر ده مرا از قول حقتعالى إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً در حق ما نازل شده ست يا در حق غير ما أبو بكر گفت بلكه در حق شما نازل شده است حضرت فرمود اگر گواهان