حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٨٩ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
اسماعيل گفت آنها چه گناه دارند و اللَّه كه اين راه را نگشود و جرأت نداد ايشان را بر اين فضيحتها مگر صاحب آن قبر آن مرد گفت صاحب آن قبر كيست گفت على عليه السّلام آن مرد از روى استبعاد گفت او ايشان را جرأت بر اين امر داده است اسماعيل گفت بلى و اللَّه آن مرد گفت اگر على عليه السّلام محق بود در اين امر پس ما چرا اعتقاد بامامت أبو بكر و عمر داشته باشيم و اگر مبطل بود چرا او را امام دانيم راوى گفت چون اسماعيل اين سخن را شنيد برجست و كفش پوشيد و گفت خدا لعنت كند اسماعيل ولد الزنا را اگر جواب اين مسأله را داند و داخل خانه خود شد.
(پنجم) آنكه هرگاه دانستى كه اجماع عمده دلائل ايشانست بر خلاف خلفاى خود ما بهمين احاديث كه مستند اجماع ايشانست اثبات ميكنيم عدم استحقاق امامت آنها را بلكه كفر و نفاق ايشان را زيرا كه معلوم شد باخبار ما و ايشان كه عمر قصد سوختن خانه اهل بيت رسالت نمود بامر أبو بكر يا برضاى أبو بكر و آن خانه مهبط وحى و محل نزول ملائكه مقربين بود و حضرت امير و فاطمه و حسنين در آن خانه بودند و او استخفاف و تهديد و ايذاى ايشان نمود و ايشان را بخشم آورد بلكه از روايات مستفيضه محفوفه بقراين جليه معلوم شد كه حضرت فاطمه را ترسانيدند بلكه تازيانه در رو و سر و غلاف شمشير باو زدند تا آنكه او را مجروح كردند و فرزند او سقط شد و از ايشان آزرده از دنيا رفت.
و صاحب جامع الاصول از صحيح ترمدى روايت كرده است از انس كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود بس است ترا از زنان عالميان مريم دختر عمران و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد و آسيه زن فرعون و باز از ترمدى از جميل بن عمير روايت كرده است كه گفت با عمهام بنزد عايشه رفتيم پس عمهام از او پرسيد كه از زنان كى محبوبتر بود بسوى رسول خدا گفت فاطمه گفت از مردان كى محبوبتر بود بسوى آن حضرت گفت شوهرش و از بريده نيز اين مضمون را روايت كرده است و از جميع صحاح ايشان حذيفة بن شهاب روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه فاطمه پاره تن منست هر كه آزرده كند او را مرا آزرده ميكند و هر كه بتعب اندازد او را مرا بتعب مىاندازد و از ترمدى روايت كرده كه فرمود فاطمه بهترين زنان اهل بيتست و بروايت عايشه بهترين زنان مؤمنانست يا زنان اين امت و ايضا بروايت ترمدى از عايشه روايت كرده است و گفت من نديدم كسى را كه شبيهتر باشد برسول خدا از فاطمه بسيرت و رفتار و نشستن و برخاستن و چون بنزد آن حضرت مىآمد آن حضرت برميخاست و او را ميبوسيد و بجاى خود مينشانيد و ايضا از صحيح ترمدى از زيد بن ارقم