حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٣ - (مطلب اول) در مطاعن أبو بكر است
داخل شويم عمر گفت كه بىرخصت داخل شويد چون رفتند و حضرت فاطمه ع سوگند داد ايشان را كه بىرخصت من داخل خانه من نشويد قنفذ آنجا ماند و اصحابش برگشتند و خبر آوردند عمر در غضب شد و گفت ما را بگفته زنان چه كار است و امر كرد جمعى را كه بر دور او بودند كه هيزم برداشتند و خود نيز هيزم برداشت و بر در خانه اهل بيت گذاشتند و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليه السّلام با ساير اهل بيت در آن خانه بودند و فرياد زد يا على بيرون بيا و بيعت كن با خليفه رسول اللَّه و الا آتش در خانهات مىافكنم پس حضرت فاطمه ع برخاست و گفت چه ميخواهى از ما اى عمر گفت در را بگشا و اگر نه خانه شما را با شما مىسوزانم فاطمه گفت اى عمر از خدا نميترسى و بخانه من ميخواهى درآئى آن بىحيا برنگشت و آتش طلبيد و بدر خانه انداخت فاطمه ع فرياد يا أبتاه يا رسول اللَّه بلند كرد و عمر سر غلاف شمشير را بر پهلوى آن حضرت زد و تازيانه را بلند كرد و بر ذراع شريف آن حضرت زد فاطمه خطاب كرد پدر بزرگوار خود را كه يا رسول اللَّه بدخلافتى كردند عمر و أبو بكر در حق اهل بيت تو پس حضرت امير عليه السّلام بىتاب شد و برجست و گريبان آن ملعون را گرفت و بر زمين زد و بينىاش را شكست و گردنش را پيچيد و خواست او را بكشد بخاطر آورد وصيت حضرت رسول را كه او را امر كرد بصبر و نهى از مقاتله ايشان فرموده بود دست برداشت و گفت بحق آن خدائى كه محمد را گرامى داشت به پيغمبرى اى پسر صهاك اگر نه تقديرى ميبود از حقتعالى كه پيش گذشته و عهدى كه حضرت رسول در اين باب با من كرده هرآينه ميدانستى كه بىرخصت من داخل خانه من نميتوانى شد پس عمر فرستاد و لشكر بمدد خواست و آن منافقان هجوم آوردند و داخل خانه شدند و حضرت امير عليه السّلام شمشير خود را برداشت چون قنفذ ديد كه شير خدا شمشير برداشت ترسيد كه شمشير را بكشد و بيرون آيد و يكى را زنده نگذارد دويد بنزد ابا بكر و قصه را نقل كرد أبو بكر گفت اگر على عليه السّلام اراده بيرون آمدن كند بخانهاش بريزيد و او را بگيريد اگر مانع شود آتش در خانهاش بزنيد پس قنفذ ملعون و اصحابش بدون رخصت هجوم آوردند و شمشير را از دست آن حضرت گرفتند و ريسمان در گلوى حق جوى آن مطيع امر الهى انداختند و كشيدند كه از خانه بيرون آورند و بروايت ابن عباس خالد شمشير خود را حواله آن حضرت كرد حضرت همان شمشير را از دست او گرفت و خواست بر او زند او حضرت را قسم داد و حضرت شمشير را انداخت عمر فرستاد بنزد قنفذ كه اگر حضرت فاطمه مانع بيرون آوردن على عليه السّلام بشود پروا مكن و او را بزن و دور كن چون حضرت را بدر خانه رسانيدند حضرت فاطمه