حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١٢٨ - فصل سيم در بيان اختصاص آن حضرت است بمحبت خدا و رسول
نه از پرهيزكاران و نه از توكل كنندگان و نه از محسنين و نه از مقسطين زيرا كه حقتعالى در بسيارى از آيات كريمه محبت خود را نسبت باين جماعت ياد كرده است اگر ايشان يكى از اين جماعت ميبودند بايست خدا ايشان را دوست دارد و بايد كه از جماعتى باشند كه خدا عدم محبت خود را بايشان نسبت داده است مثل خائنين و ظالمين و كافرين و فرح كنندگان بدنيا و مستكبرين و مسرفين و از حد تجاوز كنندگان و افساد كنندگان در زمين و كفار اثيم و مختال فخور و امثال ايشان از جماعتى كه حقتعالى سلب محبت خود را از ايشان نموده و كسى كه باين مثابه باشد چگونه استحقاق خلافت رسول و امامت امت دارد و هرگاه آنها استحقاق خلافت نداشته باشند خلافت منحصر ميشود در آن حضرت باجماع مركب چنانچه مذكور شد و ممكن است كه اين دو دليل را بيك دليل تمام برگردانيم بآنكه بگوئيم اگر مراد محبت كامله است در جميع احوال و جميع جهات پس دلالت مىكند بر امامت آن حضرت چنانچه دانستى و اگر مراد مطلق محبت است پس دلالت ميكند بر خط مرتبه معارضان آن حضرت از جهات شتى چنانكه معلوم شد و بدان كه حقتعالى فرموده است يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ يعنى اى گروهى كه ايمان آوردهايد هر كه مرتد شود و برگردد از شما از دين خود پس بعد از اين بياورد خدا گروهى را كه دوستدارد ايشان را و دوست دارند ايشان خدا را و ذليل و متواضع باشند از براى مؤمنان و شديد و غالب باشند بر كافران جهادكننده باشند در راه خدا و نترسند از ملامت ملامت كنندگان اين فضل خداست ميدهد بهر كه خواهد و خدا واسع العطاء و دانا است و از آن احاديث گذشته ظاهر ميشود كه اين گروه كه حقتعالى اوصاف ايشان را در اين آيه مذكور ساخته حضرت امير المؤمنين (ع) و اصحاب اويند كه با طلحه و زبير و معاويه و خوارج جنگ كردند زيرا كه اوصافى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين (ع) را بآنها وصف كرده موافق است با اكثر اوصاف آيه خصوصا يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ قطع نظر از آنكه معلوم است كه اين اوصاف در غير آن حضرت مجتمع نبود و هر يك از اينها بمرتبه در آن حضرت كامل بود كه كسى قدرت بر انكار آن نميتوانست نمود و در طرق عامه از عمار و حذيفه و ابن عباس روايت كردهاند كه اين آيه در شأن آن حضرت نازل شد و مؤيد اينست آنكه صاحب جامع الاصول از سنن ابى داود و صحيح ترمدى از حضرت امير (ع) روايت كرده است كه در جنگ حديبيه بيرون آمدند بسوى