حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ١١٠ - فصل اول در حديث غدير خم است
عاص و پنج نفر ديگر ابو موسى اشعرى و مغيرة بن شعبه و اوس بن حدثان و ابو هريره و ابو طلحه انصارى مؤلف گويد كه حديث حذيفه اگر چه فوايد بسيار دارد اما بسيار طولانى است و مناسب اين رساله نيست و ساير احاديث نيز در اين باب بسيار است و آنچه ايراد نموديم از براى منصف كافى است و ابن كثير شافعى در احوال طبرى گفته است كه من كتابى از او ديدم كه احاديث غدير را در آن جمع كرده بود و جلد بزرگى بود و كتاب ديگر كه در آن طرق حديث طبرى را جمع كرده است و از ابو المعالى جوفى نقل كرده است كه او تعجب ميكرده و ميگفته در بغداد در دكان صحاف كتابى ديدم كه روايات حديث غدير را در آن جمع كرده بودند و بر پشتش نوشته بودند كه جلد بيست و هشتم از طرق حديث من كنت مولاه فعلى مولاه و بعد از اين جلد بيست و نهم است و بسيارى از علماى مخالفين اقرار بتواتر اين حديث نمودهاند و سيد مرتضى در كتاب شافى گفته است كه ما هيچ فرقهاى از فرق اسلام را نديدهايم كه انكار اصل حديث غدير كرده باشد بلكه اختلاف در دلالت بر خلافت كردهاند.
پس اكنون بعون اللَّه تعالى اثبات دلالت بر امامت مينمائيم بدو امر (اول) آنكه مولى بمعنى اولى بامر و اولى بتصرف كه مطاع باشد در هر چه امر كند آمده است (دويم) آنكه در اين مقام اين معنى مراد است (اول) آنكه ما معنى الفاظ را باطلاق اكابر عربيت و بيان ايشان ميدانيم و همه اين معنى را در نظم و نثر خود بيان كردهاند و ابو عبيده كه در لغت مدار بر سخن او است در تفسير حقتعالى كه مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ گفته است كه معنى موليكم آن است كه آتش جهنم اولى است بشما و بيضاوى و زمخشرى و ساير مفسران در اين آيه اين معنى را گفتهاند و اتفاق كردهاند مفسران در قول حقتعالى وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مراد آنست كه ايشان اولى و احقند بميراث و قراء و ساير اهل عربيت تصريح كردهاند بآنكه مولى و اولى بيك معنى مستعمل ميشود و اكابر بلغاء و شعراء در اشعار بسيار باين معنى استعمال كردهاند و ذكر آنها موجب تطويل كلام است و ابو القاسم انبارى از براى مولى هشت معنى گفته است و از جمله آنها اولى بشىء است و ابن اثير در نهايه گفته است كه اسم مولى در حديث مكرر واقع شده است و آن اسمى است كه بر جماعت بسيار اطلاق ميكنند و بر رب و مالك و منعم و آزادكننده و يار و دوست و تابع و پسر عم و هم سوگند و كسى كه پيمانى با او بسته باشند و بنده و آزاد شده و كسى كه انعامى بر او شده باشد و هر كه متولى امرى شود و قيام بآن نمايد و مولى و ولى آن امر است و از جمله اينست حديث من كنت مولاه فعلى