فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
نمىآيد؛ بلكه هر گاه ميان افراد يك جمع انسانى شبكهاى از روابط اجتماعى پايدار شكل گرفت، آن گاه جامعه انسانى تشكيل خواهد شد.
جامعه دينى نيز يك جامعه انسانى است و تمام اجزاء و عناصر جامعه انسانى را داراست، منتهى صفتيا خصوصيتى آن را از ديگر جامعههاى انسانى متمايز كرده است. اين صفتيا خصوصيت همان دينى بودن آن است. حال نكتهاى كه بر آن اصرار داريم اين است كه اين ويژگى «دينى بودن» جامعه، بيش از آنكه به عنصر «انسانها» مربوط باشد به عنصر «روابط اجتماعى» مربوط است. به عبارت ديگر، اگر جامعه را به معناى دقيق علمى و اصطلاحى آن در نظر بگيريم، آنچه تعيين كننده دينى بودن يا نبودن يك جامعه است، محتواى روابط اجتماعى آن است نه خصوصيات فردى انسانهاى عضو آن؛ اما اگر جامعه را بر خلاف تعريف علمى آن صرفا حاصلجمع عددى انسانها بدانيم، دينى بودن يا نبودن آن وابسته به ديندار بودن يا نبودن افراد آناست.
جامعه انسانى را به اعتبارات گوناگون مورد تقسيم قرار دادهاند مانند تقسيم جامعه به سنتى و صنعتى، يا جامعه بسته و جامعه باز و يا تقسيمهاى ديگرى از اين دست. در تمام اين تقسيمبنديها، هم ملاك و معيارهاى تقسيم مشخص است و هم شاخصهاى مناسبى براى شناسايى و تشخيص آنها از يكديگر وجود دارد. بر همين قياس مىتوان جامعههاى انسانى را به دو نوع جامعه دينى و جامعه غيردينى (لائيك) نيز تقسيم كرد. آنچه در اين ميان اهميت بسيار دارد اين است كه چه معيار و ملاكى براى اين تقسيم وجود دارد و بر چه اساسى مىتوان جامعهاى را دينى دانست و جامعه ديگرى را غير دينى؟
اكنون پس از اين مقدمات مىپرسيم: جامعه دينى يعنى چه و ملاك دينى بودن جامعه چيست؟
يك پاسخ رايج ولى بسيار سطحى به اين پرسش آن است كه: «جامعه دينى جامعهاى است كه افراد آن ديندار باشند.» اين تعريف از دقت علمى تهى است و از تعيين چارچوب مفهومى جامعه دينى ناتوان. وجود افراد ديندار شرط لازم براى