فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٢ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
روابط و نهادها ذات و ماهيت دينى داشته و از طريق وحى به وجود آمده باشند، بلكه به اين معناست كه دين شبكه روابط اجتماعى و ساختمان نهادهاى اجتماعى را برابر معيارها و تعاليم خود نظم و جهت مىدهد، از اين نظم و جهتدهى در زبان دينى به «هدايت» تعبير شده است. حال جاى اين سؤال است كه براى دينى شدن جامعه، چه ضرورتى هست كه شبكه روابط و ساختمان نهادهاى اجتماعى دينى شوند، آيا هدايت افراد در كردارهاى اجتماعيشان براى دينى شدن جامعه كافى نيست؟ به دنبال اين سؤال، سؤال ديگرى مطرح مىشود كه اگر دينى شدن جامعه را مستلزم دينى شدن شبكه روابط و نهادهاى اجتماعى بدانيم، دين چگونه مىتواند روابط و نهادهاى اجتماعى را هدايت كند و به جهتخاصى وادارد و چه ابزارى براى اين كار دارد؟
ميان عمل اجتماعى فرد و شبكه روابط اجتماعى تأثير و تأثر متقابل وجود دارد، يعنى هر عمل اجتماعى، هم بر شبكه روابط اجتماعى اثر مىگذارد و هم از آن اثر مىپذيرد. به عبارت ديگر، يك چرخه مرغ و تخم مرغى بين عمل اجتماعى افراد و روابط اجتماعى برقرار است و هر كدام از اين دو، از جهتى علت براى ديگرى است و از جهتى معلول آن؛ از اين رو پرداختن به يكى از اين دو، ما را از پرداختن به ديگرى بىنياز نخواهد كرد. هدايت كردارهاى اجتماعى افراد، در هدايت نهادها و روابط اجتماعى مؤثر است؛ اما با آن يكى نيست و به هيچ وجه ما را از هدايت وجهتدهى نهادها و روابط اجتماعى، به صورت جداگانه بىنياز نمىكند. از سوى ديگر هدايت نهادها و روابط اجتماعى در هدايت كردارهاى اجتماعى افراد مؤثر است، اما اين نيز با آن يكى نيست و ما را از هدايت كردارهاى اجتماعى افراد بىنياز نمىكند. در چنين چرخهاى، دين براى اينكه بتواند به هدايتشبكه روابط و نهادهاى اجتماعى بپردازد، ناچار است كه كردارهاى اجتماعى افراد را مورد توجه قرار دهد، يعنى افراد را در كردارهاى اجتماعيشان هدايت كند. از سويى ديگر، براى اينكه بتواند به هدايت كردارهاى اجتماعى افراد بپردازد، ناچار است كه شبكه روابط و نهادهاى اجتماعى را مورد توجه قرار دهد و براى هدايت آن نيز برنامه