فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
فردى خود آن را به نمايش مىگذارند. اما مسيحيت ديگر تسلطى بر نظام روابط اجتماعى و نهادهاى اجتماعى ندارد و روابط اجتماعى در آن جوامع مبتنى بر باورهاى دينى نيست. از اين رو به رغم ايمان انفرادى كه در ميان افراد موجود است، آن جامعهها را نمىتوان از نوع جامعه دينى به شمار آورد. به عكس اين حالت، اگر در جامعهاى شبكه روابط اجتماعى مبتنى بر تعاليم دينى باشد و دين در ساخت و سازمان روابط اجتماعى دخيل باشد، آن جامعه دينى است، هر چند همه افراد آن مؤمن به آن دين نباشند. اين حالت، فقط يك فرض ذهنى نيست، بلكه نمونههاى تاريخى نيز از اين گونه جوامع را مىتوان نشان داد كه ساختار روابط اجتماعى آنها دينى باشد اما بخش قابل توجهى از افراد، ديندار نباشند.
تا كنون به تكرار و با تأكيد بر مفهوم «روابط اجتماعى» گفتهايم كه جامعه دينى جامعهاى است كه روابط اجتماعى آن دينى باشد. اما هم «روابط اجتماعى» مفهومى كلى است و هم «دينى بودن» آن پر ابهام است. بايد اولاً معلوم شود كه منظور از «روابط اجتماعى» چيست؟ ثانياً تعريف مشخص و روشنى از «دينى بودن» روابط اجتماعى آورده شود و پرده ابهام از چهره آن كنار برود.
روابط اجتماعى تركيب نظام يافتهاى از كردارهاى اجتماعى افراد جامعه است. پس براى روشن شدن معناى روابط اجتماعى ابتدا بايد معناى كردار اجتماعى روشن شود. (سه لفظ «كردار»، «كنش»، «عمل» به يك معنا و معادل اصطلاح «Action» استعمال مىشوند و ما در اين بحث از هر سه استفاده خواهيم كرد.) انسان در مسير حيات خود دو نوع كردار دارد، كردارهاى فردى و كردارهاى اجتماعى. كردار فردى آن عملى است كه انسان وجود و حضور ديگران را براى انجام دادن آن در نظر نداشته باشد. به عبارت ديگر عمل فردى عملى است كه وجود ديگران نه انگيزه است براى انجام دادن آن و نه هدف، عمل فردى نه تحت تأثير ديگران و نه براى اثر گذاشتن بر ديگران صادر مىشود. در هر كردار فردى هم انگيزه و هم هدف كردار، خود فرد است، مثل خوابيدن كه يك كردار كاملاً فردى است. زندگى اجتماعى انسان به گونهاى است كه مجال چندانى براى كردارهاى