فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٠ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
نوع حكومت، مبناى مشروعيتحكومت، رابطه متقابل مردم و حكومت، چگونگى توزيع قدرت، شيوههاى انتقال قدرت و امورى از اين دست، مجموعاً عرصه روابط سياسى را تشكيل مىدهند. بخشى از روابط و كردارهاى اجتماعى افراد در اين عرصه صورت مىگيرد.
حدود مالكيت فردى و مالكيت عمومى، حقوق و وظايف ناشى از مالكيت، ميزان دخالت دولت در امور اقتصادى، توزيع ثروت و جهتگيرى نسبت به عدالت اجتماعى، و امورى از اين قبيل، عرصه روابط اقتصادى را تشكيل مىدهند.
بسيارى از روابط و كردارهاى اجتماعى مربوط به اين عرصه است.
نظام حقوقى، منابع قانونگذارى، چگونگى قوانين مدنى و كيفرى و نحوه اجراى آنها، تشكيلات قضايى و دادرسى و امورى از اين دست، عرصه روابط حقوقى را تشكيل مىدهند. بخش گستردهاى از كردارها و روابط اجتماعى نيز در اين عرصه قرار دارد.
چهارمين عرصه از عرصههاى عمده زندگى اجتماعى، عرصه كردارها و روابط اخلاقى است. بسيارى از كردارهاى اجتماعى انسان منشاء اخلاقى دارند و انگيزههاى اخلاقى علت صدور آنهاست. بسيارى ديگر از كردارهاى اجتماعى اگر چه منشاء اخلاقى ندارند اما جهت اخلاقى دارند، يعنى انگيزه كردار، اخلاقى نيست؛ ولى همين كردار به گونهاى انجام مىگيرد كه جنبه ارزشى و اخلاقى داشته باشد. مثلاً عدالت ذاتاً فضيلت است و به قول علماى اخلاق اشرف الفضايل است، ولى تكلم و سخن گفتن ذاتاً فضيلت نيست، اما اگر همين تكلم مطابق باواقع باشد، صدق ناميده مىشود و فضيلت شمرده مىشود. به هر صورت، روابط اخلاقى در ايجاد برخى از كردارهاى اجتماعى يا در كيفيت انجام دادن آنها تأثير فراوان دارد و انسان را وادار مىكند تا عملى را انجام بدهد و عملى را انجام ندهد، يا اينكه عملى را به گونهاى مشخص انجام بدهد و به گونهاى ديگر انجام ندهد.
اگر چه روابط اجتماعى منحصر به اين چهار عرصه نيست، اما استخوانبندى روابط اجتماعى و به طور كلى استخوان بندى زندگى اجتماعى، بر همين چهار