فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٤ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
انسان سرچشمه گرفتهاند و در اينجا مفروض ما اين است كه دين، آن نوع جهانبينىاست.
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه دين با تأثير گذاشتن بر ساختمان درونى كردارهاى اجتماعى افراد، مىتواند آنها را در مسيرى كه مىخواهد هدايت كند. هدايت در اين سطح با ابلاغ پيام دين و آموختن تعاليم آن و التزام به دستورهاى آن حاصل مىشود و براى تحقق هدايت، به ابزارى غير از تعليم و انذار و تبشير نيازى نيست. اما اين فقط يك روى سكه است، زيرا كردارهاى اجتماعى افراد تحت تأثير يك عامل نيرومند بيرونى نيز قرار دارند و آن ساختمان روابط اجتماعى است كه روى دوم سكه است. از اين رو هدايت كردارهاى اجتماعى افراد بدون هدايت اين عامل نيرومند بيرونى يعنى «روابط اجتماعى» ممكن نيست. در اين سطح، ديگر با ساخت درونى كردارها سر و كار نداريم، بلكه با حالت تأليفى و تركيبى آنها در هيأت روابط اجتماعى و به طور مشخص در هيات نظامهاى سياسى، اقتصادى، حقوقى، اخلاقى روبرو هستيم. هدايت اين نظامها و به تعبير ديگر، دينى شدن اين نظامها به عنوان يك عامل مسلط بيرونى، در دينى شدن كردارهاى اجتماعى افراد، تاثير تعيين كنندهاى دارد. اينجاست كه به موازات چرخه علت و معلولى كه ميان كردارهاى اجتماعى افراد و روابط اجتماعى حاكم بر جامعه برقرار است، براى دينى شدن جامعه، به چرخهاى از هدايت دينى نياز خواهد بود. اين چرخه هدايت نيز در دو سطح هدايت كردارهاى اجتماعى افراد و هدايت روابط اجتماعى حاكم بر جامعه، بايد برقرار باشد و هدايت هر يك مستلزم هدايت ديگرى خواهد بود.
البته هدايت در سطح دوم، يعنى دينى كردن روابط اجتماعى (سياست، اقتصاد، حقوق، اخلاق)، به ابزارهايى غير از ابزارهايى كه در سطح اوّل مورد نياز بود، نياز دارد. در اينجا صرف تعليم و انذار و تبشير كارساز نيست. بلكه در اين سطح، ما با واقعيتهاى خارجى سر و كار داريم كه هر يك به گونهاى از اقتدار اجتماعى برخوردارند و با تكيه بر اقتدار خود در منشها و كنشهاى افراد جامعه دخالت مىكنند. براى مهار كردن اين واقعيتهاى مقتدر و جهت دادن به آنها در