فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٥ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
خود موجب شكوفايى استعدادهاى خداداد آدمى مىشود و پيشرفت مادى را نيز به دنبال مىآورد. در يك كلام، جامعه دينى - اگر مانعى بر سر راه نباشد - متضمن دنيايى بهتر و آبادتر و پيشرفتهتر نيز هست، اما مستلزم آن نيست.
بنا بر اين، جامعه دينى، ضرورتاً جامعهاى مرفه و توسعه يافته نيست، بلكه جامعه دينى هم ممكن است از نظر اقتصادى و معشيت مادى، پيشرفته و توسعه يافته باشد و هم ممكن است چنين نباشد؛ هيچ رابطه ضرورى ميان اين دو نيست. هر اندازه كه يك جامعه پيشرفته صنعتى ممكن است دينى باشد، يك جامعه توسعه نيافته هم ممكن است دينى باشد. پس توسعه مادى جامعه، نه شرط دينى شدن يك جامعه است و نه مانع دينى شدن آن؛ و به اصطلاح، توسعه مادى وجوداً وعدماً، شرط تحقق جامعه دينى نيست. عكس اين قضيه نيز صادق است و دينى بودن جامعهاى، نه شرط توسعه مادى آن جامعه است و نه مانع توسعه آن.
ريشه مسائلى از اين قبيل به مسأله هدف دين بر مىگردد؛ دين فقط در عرصههايى از زندگى انسان دخالت مىكند كه با هدف آن يعنى هدايت انسان، پيوند داشته باشد؛ هر موضوعى كه شرط تحقق هدايت انسان نباشد، قهراً خارج از