فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٧ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
زندگى كند.انسان در جامعه متولد مىشود، رشد مىكند، تربيت مىشود و رفتارهاى متناسب با زندگى اجتماعى را مىآموزد.
بنا بر اين جامعه اثر جدى بر تكوين شخصيت انسان دارد ولوح سفيد وجود آدمى از جامعه نقش مىپذيرد و خميره هستى او در ضمن زندگى اجتماعى شكل مىگيرد و جهت مىيابد. در سخنى از امام صادق (عليه السلام) آمده است:
{ما من مولود يولد الاّ على الفطرة فأبواه الّذان يهودانه و ينصّرانه و يمجّسانه.. } . (١١)
يعنى: «هر انسانى بر فطرت الهى متولد مىشود، اما والدين جوبه طور كلى محيط اجتماعىاشج او را يهودى يا نصرانى يا مجوسى مىكنند» اين سخن امام (عليه السلام)، به خوبى قدرت تاثير محيط اجتماعى را بر تكوين و جهتدهى شخصيت انسان نشان مىدهد.
جامعه انسانى (محيط اجتماعى) اگر چه متشكل از افراد انسان است و تركيبى است كه از مجموع كردارها و روابط متقابل اجتماعى افراد حاصل شده است، اما خود ماهيت مستقل دارد و تابع افراد نيست؛ بلكه از طريق نهادها و سازمانها و قواعد و قوانين خود، كردارهاى افراد را تحت تأثير قرار مىدهد. انسان خواه ناخواه، ناچار است از ضوابط و لوازم زندگى اجتماعى پيروى كند و بر پايه قانونمنديهاى جامعه، كردارهاى خود را تنظيم كند. البته جامعه نيز به گونهاى ديگر از اراده افراد اثر مىپذيرد و به طور كلّى، داد و ستدهاى پيچيدهاى ميان فرد انسان و جامعه انسانى برقرار است كه جامعهشناسان براى تبيين آن، اصطلاح «علّيت دو جانبه» را به كار مىبرند.
در هر صورت، همان گونه كه جامعه انسانى بدون وجود افراد انسان، وجودى نخواهد داشت، فرد انسان نيز به صورت مجرد و منفرد از جامعه، موجود كاملى نخواهد بود، زيرا انسان منفرد از جامعه، هيچ مجالى براى بروز جوهره انسانى خود و به فعليت درآوردن استعدادهاى نهفته در درونش، نخواهد داشت. حيات انسانى انسان، در متن زندگى اجتماعى از قوّه به فعل مىرسد و بيشترين بخش از مجموع
(١١)وسائل الشيعه، چاپ آل البيت، ج١٥، باب ٤٨ از ابواب جهادالعدو، ص١٢٥، ح٣.