فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥١ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
- بقره،٢٥٦ -، و {إنّا هديناه السّبيل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً } ،همه مربوط به مرحله هدايت فردى انسان هستند و حوزه معنوى زندگى انسان را در بر مىگيرند.
از سوى ديگر، همين انسان به اعتبار اينكه عضوى از جامعه انسانى است و به اقتضاى زندگى اجتماعى خود، داراى انديشهها، خواستها، گرايشها، رفتارها و روابطى است كه روى همرفته، مشخصات جامعه شناختى انسان را تشكيل مىدهند. اين مشخصات جامعه شناختى، سرشت ثانويهاى به انسان مىبخشند و از او موجود ديگرى مىسازند. انسان در حوزه اجتماعى زندگى، در معرض لغزشهايى است كه به طور كامل با لغزشهاى حوزه روان شناختى زندگى، متفاوت است. از اين رو، انسان به تناسب ويژگيهاى جامعه شناختى خود، افزون بر هدايت فردى - كه مربوط به ابعاد روان شناختى او بود - نيازمند نوع ديگرى از هدايت است كه او را از سقوط در لغزشگاههاى حوزه اجتماعى زندگى، نجات دهد. اينجاست كه به معناى ديگرى از هدايت مىرسيم و آن را «هدايت جمعى» مىناميم. مراد از هدايت جمعى، هدايت مجموع انسانها نيست؛ بلكه مراد، هدايت هيات اجتماع انسانهاست كه همان جامعه انسانى باشد. در مرحله هدايت جمعى، دين علاوه بر «راهنما» بودن، «راهبر» نيز هست. چون اين مرحله، مرحله هدايت «اعمال» انسان است نه «افكار» او و براى هدايت در عمل، صرف نشان دادن راه كافى نيست؛ از اين رو ناگزير پاى الزام در ميان مىآيد و مراد از الزام هم، الزام اين جهانى است كه تخلف از آن موجب مجازات اين جهانى خواهد شد. پس هدايت جمعى مستلزم «اقدام و عمل» دستگاه هدايت كننده در امور مربوط به حيات جمعى است، نه «ارشاد و اندرز» آن. به سخنى ديگر هدايت جمعى يعنى هدايت جامعه انسانى و يا به عبارتى هدايت انسان در حوزه زندگى اجتماعى، فقط از طريق دخل و تصرف عملى در ساختار روابط اجتماعى ممكن است. دين براى هدايت جامعه ناگزير است آرايش جديدى از نهادها و شبكه روابط اجتماعى را آغاز كند و آنها را با محتواى تعاليم خود سازگار سازد.
از يك سو، انسان در زندگى اجتماعى خود، محاط در جامعه است و قوانين