فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٠ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
تمهيدى مقدمه تحقق غايت است و در تحقق غايت دخيل است، به عبارت ديگر حصول غايت متوقف بر حصول مقدمات تمهيدى آن است؛ اما امر ضمنى در تحقق غايت دخيل نيست و فقط در ضمن تحقق غايت، به دست مىآيد و بدون آن نيز مىتوان به غايت دستيافت. اگر مىگوييم هدايت اجتماعى انسان (هدايت جامعه)، هدف تمهيدى دين است، مقصود اين است كه هدف غايى دين يعنى هدايت انسان، متوقف است بر هدايتحيات اجتماعى او و دستيابى به آن هدف بدون اين وسيله ممكن نيست، نه اينكه هدايت جامعه امرى است كه به تبع و در ضمن هدايت افراد حاصل مىشود.
هدايت فردى و هدايت جمعى
فرد انسانى به اعتبار انديشهها، خواستها، گرايشها، عواطف و علايق روانى، خلق و خوى فردى و در يك كلام به اعتبار مشخصات روان شناختى خود، سرشت ويژهاى دارد و استعدادهاى گوناگونى در وجود او نهفته است. اين حوزه از زندگى انسان، آفات ويژه خود را دارد و لغزشگاههايى مهلكى در مسير سلوك و صعود معنوى او قرار دارد. از اين رو، انسان به تناسب اين سرشت اوليه و ويژگيهاى روانشناختىاش و نيز به تناسب لغزشگاههايى كه در اين حوزه از زندگى بر سر راه او قرار دارد، نيازمند هدايت است.
دين نيز تمام آنچه را كه براى هدايت انسان در اين حوزه لازم است، در خود دارد و راههاى نجات و هلاك، خير و شر، سعادت و شقاوت را به انسان نموده است؛ اما انتخاب هر يك را به خود او واگذاشته است: {إنّا هديناه السّبيل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً } - انسان،٣ -در اين مرحله، پيام هدايت دين براى انسان را، «هدايت فردى» مىناميم. در مرحله هدايت فردى، دين فقط نقش «راهنما» را دارد و نه «راهبر»، فقط راه را نشان مىدهد اما الزام به رفتن نمىكند و قدرت انتخاب و اختيار ويژه انسان را از او نمىگيرد: {... إنّما أنت مذكّر لست عليهم بمصيطر } - غاشيه،٢٢ -اين آيه و آيات ديگرى به همين مضمون كه گوياى عدم الزام و اجبار و اكراه در پذيرش دين هستند، مانند: {لا إكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ... }