فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
است كه پس از استقرار دين در يك جامعه به وجود مىآيد و به اصطلاح از جمله كاركردهاى اجتماعى دين است؟ ممكن است گفته شود كه چه جامعه دينى را از اهداف دين بدانيم و چه از آثار آن، فرقى نخواهد داشت و از هر دو، يك نتيجه به دست مىآيد. از اين رو طرح اين سؤال و پاسخى كه به آن داده مىشود بيهوده است و حاصلى در بر ندارد و چيزى را تغيير نخواهد داد. اما حقيقت اين است كه از «هدف» دانستن جامعه دينى تا «اثر» دانستن آن، فرقهاست و هر يك از اين دو ما را به راهى مىبرند و به مقصدى مىرسانند كه كاملاً با راه و مقصد ديگرى متفاوت است. تعيين قلمرو اجتماعى دين، بستگى دارد به اينكه كدام يك از اين دو نظر را برگزينيم.
اگر تأسيس جامعه دينى، از اهداف دين باشد، بايد ريشه در ذات دين داشته باشد، يعنى در متن دين و تعاليم دينى به عنوان يكى از اهداف و غايات دين مطرح شده باشد. افزون بر اين و مهمتر آنكه اگر تأسيس جامعه دينى از هدفهاى دين باشد، خود دين مسئول تحقق بخشيدن به آن خواهد بود، بدين معنا كه بيان راهها و ابزارها و برنامههاى لازم براى تأسيس آن بر عهده دين خواهد بود. به اين ترتيب دين در حوزه زندگى اجتماعى انسان مسئوليت و تأثير مستقيم خواهد داشت. اما اگر تأسيس جامعه دينى هدف دين نباشد بلكه فقط يكى از كاركردهاى اجتماعى آن باشد، در اين صورت جامعه دينى ريشه در درون دين ندارد و فاقد منشاء دينى است، از اين رو خارج از حوزه رسالت دين قرار خواهد داشت؛ دين موظف به ايجاد چنان جامعهاى نيست و طبعاً بيان حدود و قيود و راهها و برنامههاى آن نيز بر عهده دين نخواهد بود. حداكثر چيزى كه در اين باره مىتوان گفت اين است كه پس از استقرار دين در جامعهاى، به طور طبيعى داد و ستدهايى ميان پديدههاى اجتماعى و تعاليم دينى صورت مىگيرد كه ممكن است اين تعامل اجتماعى، موجب دگرگونيهايى در ساخت و ساز اجتماعى آن جامعه شود. اين داد و ستدها و دگرگونيها فقط اثر حضور دين در جامعه، يا همان كاركردهاى اجتماعى دين هستند نه هدف آن. در اين فرض، دين در حوزه زندگى اجتماعى انسان مسئوليت و رسالتى نخواهد داشت، دين فقط متوجه افراد انسان است آن هم در