فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٩ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
بايد از گذرگاه زندگى اجتماعى او بگذرد و انسان را در متن زندگى اجتماعىاش درنظربگيرد.
يادآورى اين نكته نيز لازم است كه با آن همه تأكيدى كه بر اهميت جامعه و تأثير آن بر فرد كردهايم، در عين حال هشياريم كه به ورطه اصالة الجمع (collectivism) در نيفتيم و فرد را فانى و مستهلك در جمع ندانيم. بلكه بااذعان به استقلال فرد و تشخّص آن در برابر جامعه، مىگوييم: فرد وابسته به جامعه و متأثر از آن است و در زندگى اجتماعى خود ناچار از پذيرش قوانين حاكم بر جامعه است؛ اين معنا، با اصالةالجمع فاصله بسيار دارد.
اكنون دوباره به پرسش اصلى خود بر مىگرديم كه: آيا تأسيس جامعه دينى جزو اهداف دين است؟ يعنى آيا رسالت دين ايجاد جامعهاى باروابط اجتماعى ويژهاى است و تعاليم دين، نظم و نظام اجتماعى به خصوصى را مىطلبد، يا اينكه دين با هر نظم اجتماعى سازگار است و براى دستيابى به اهداف خود، نياز به تاسيس جامعه ويژهاى ندارد؟ با عنايت به مطالب گذشته، اينك عناصر لازم را براى پاسخ دادن به اين پرسش در اختيار داريم: اولا، تعريف روشنى از مفهوم جامعه دينى داريم. ثانيا، هدف دين را نيز مىشناسيم و آن، هدايت انسان است. ثالثا، با ساز و كارهاى (مكانيسمهاى) دستيابى به اين هدف هم، آشنايى پيدا كرديم (اهداف تمهيدى). رابعا، مىدانيم كه انسان، كه موضوع هدايت است، چگونه موجودى است و چه ويژگيهايى دارد. با توجه به اين مقدمات، در پاسخ به پرسش ياد شده مىگوييم:
هدايت انسان هدف غايى دين است، اما چون سرنوشت انسان با هزاران بند به جامعه پيوند خورده است، هدايت او ممكن نيست مگر با هدايت جامعه كه بستر زندگى اجتماعى اوست. به اين ترتيب هدايت جامعه نيز در سلسله اهداف تمهيديى جاى مىگيرد كه دين به منظور دستيابى به هدف غايى خود ناچار از پرداختن به آنهاست. به عمد از هدايت جامعه، به عنوان «هدف تمهيدى» دين، تعبير آورديم و نه «هدف ضمنى». تفاوت ميان اين دو تعبير، آشكار است، امر