فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥١ - كاوشى درباره اختيار ولى امر در عفو كيفرها سيد محمود هاشمى
از جمله اين روايات معتبره مالك بن عطيه درباره حد لواط است. در اين روايت آمده است كه مردى نزد اميرالمؤمنين(ع) آمد و چند بار اعتراف به انجام لواط نمود و حضرت او را در گزينش نوع كيفرهاى سه گانه كشتن با شمشير، سقوط از تپه با دست و پاى بسته و آتش زدن مخير گذاشت. او آتش را برگزيد و هنگامى كه وارد گودالى كه برايش كنده بودند شد و آتش را ديد، اميرالمؤمنين و يارانش گريستند و سپس حضرت فرمود:
قم يا هذا فقد ابكيت ملائكة السماء و ملائكة الارض، فان الله قد تاب عليد، قم و لاتعاودن شيئا مما فعلت.» (١٢)
اى مرد برخيز، تو فرشتگان آسمان و فرشتگان زمين را به گريه انداختهاى. خداوند توبهات را پذيرفت. برخيز و از اين پس هرگز آنچه را كه انجام دادى تكرار مكن.
البته در اين روايت نمىتوان احتمال آن را كه اختصاص به حد لواط داشته باشد رد كرد، بويژه آن كه كيفر كشتن، مانند سنگسار كردن شخص محصن، با اندك چيزى رها و وانهاده مىشود، به خلاف حدى كه كمتر از كشتن باشد، مانند تازيانه و دست بريدن. براى همين است كه اگر اعتراف كننده پس از اقرارش، انكار كند، سنگسار شدن از او برداشته مىشود ولى تازيانه مىخورد. از اين روى برخى فقيهان مانند ابن ادريس، اختيار امام را در بخشيدن كيفر، تنها در حد رجم مىپذيرند.
از اين گذشته در مورد روايت داريم كه شخص بزهكار توبه كرده بود، توبهاى كه امام(ع) و يارانش و نيز فرشتگان آسمان و زمين را به گريه انداخته بود. شايد برداشته شدن كيفر از جهت پذيرش توبه بود و نه بخشيدن امام(ع) بلكه مىتوان گفت ظاهر ذيل روايت همين است؛ چرا كه گفته نشده كه امام(ع) او را بخشيد، آن گونه كه در معتبره طلحه آمده بود، بلكه گفته شد كه خداوند توبهات را پذيرفت. اين عبارت سازگار با آن است كه توبه سبب سقوط كيفرهايى است كه بااقرار ثابتشوند، هر چند پس از اثبات آن باشد.
دست كم مىتوان گفت كه از اين جهت مجمل است و به هر روى اطلاقى در آن نيست كه موارد توبه نكردن بزهكار را در برگيرد.
روايت ديگر حديثى است كه در كتاب تحفالعقول از امام جواد(ع) نقل كردهاست:
(١٢)همان مدرك، ج١٨، ص ٤٢٣.