فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٥ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
دو مقام و به تناسب درون و بيرون انسان شكل گرفتهاند.
مقام نخست، تمهيدهاى درونى:رساندن پيام وحى، تزكيه نفوس، تعليم كتاب و حكمت، از آن دست اهداف تمهيدى هستند كه زمينه درونى انسان را براى تحقق ركن اوّل هدايتيعنى «پرستش خدا»، آماده مىكنند. {هو الّذي بعث فى الاميّين رسولاً منهم يتلو عليهم آياته و يزكّيهم ويعلّمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين } - جمعه، ٢ -«خداوند در ميان مردم امّى پيامبرى از خودشان برانگيخت تا آيات خدا را بر ايشان بخواند و جانشان را پاك گرداند و كتاب و حكمت را به ايشان بياموزد، و چه پيش از اين، ايشان آشكارا در گمراهى به سر مىبردند». تا انسان از بند تاريكىهاى درونى و گرايشهاى هوس مدار شهوتبار خويش رهايى نيابد هرگز نمىتواند به پرستش خداوند روى آورد. از اين روست كه پيامبران گام اوّل را در طريق هدايت انسان با بيان آيات وتزكيه نفوس و تعليم كتاب شروع مىكنند.
مقام دوم، تمهيدهاى بيرونى:پيامبران با مطرح كردن دو مقوله «قسط» و «عدل» قدم به حوزه زندگى اجتماعى انسان و اصلاح آن گذاشتند و براى تحقق ركن دوم هدايت انسان يعنى «اجتناب از طاغوت»، در صدد از ميان بردن موانع بيرونى هدايت برآمدند. طاغوت امرى درونى و نفسانى نيست كه صرفاً با اصلاح باطن و تزكيه نفس بتوان از عهده آن برآمد، بلكه طاغوت واقعيتى عينى است كه به دنياى بيرونى و زندگى اجتماعى انسان مربوط است. طاغوت بيش از هر چيز، يك نظام اجتماعى است با ساختار سياسى و اقتصادى و حقوقى و اخلاقى ويژهاى كه همواره منافع و بقاى آن را حفظ مىكند. بنا بر اين، نفى طاغوت يعنى نفى يك نظام اجتماعى در چهار عرصه عمده سياست و اقتصاد و حقوق و اخلاق؛ و اين خود به معناى ايجاد دگرگونى بنيادى در ساختار اجتماعى يك جامعه است.
نظام اجتماعى طاغوت، دو ويژگى اساسى دارد: يكى تبعيض و نابرابرى و ديگرى ظلم و بىعدالتى. پيامبران با طرح دو شعار «قسط» و «عدل» دقيقاً اين دو