فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
است. تمام اوصاف و حالتهايى كه به يك جامعه نسبت داده مىشود، از قبيل صنعتى يا سنتى بودن، باز يا بسته بودن، دينى يا غير دينى بودن، در واقع مربوط است به همين شبكه روابط و رفتارهاى متقابل اجتماعى كه در آن جامعه وجود دارد. مثلاً باز يا بسته بودن جامعه، اوصافى هستند كه به ساختار روابط اجتماعى مربوطند. جامعه بسته جامعهاى است با ساختار قبيلهاى كه در آن، فرد هيچ استقلالى از خود ندارد و فقط به عنوان عضوى از اندام جمع مطرح است. ساختار جامعه بسته همراه است «با تسليم در برابر نيروهاى جادوئى و ساحرانه». (٤)جامعه باز جامعهاى است با ساختار متحرك «كه قواى نقاد آدمى را آزاد مىكند» (٥)و «افراد در آن با تصميمهاى شخصى روبرو مىباشند.» (٦)
همچنين استحكايت صنعتى يا سنتى بودن جامعه. وقتى گفته مىشود جامعهاى سنتى است بدين معناست كه در اين جامعه، سنتهاى اجتماعى تعيين كننده نوع روابط و كردارهاى اجتماعى هستند. وقتى گفته مىشود جامعهاى صنعتى است بدين معناست كه در اين جامعه، صنعت نقش تعيين كنندهاى در تنظيم روابط اجتماعى دارد. بودن صنايع و تأسيسات و محصولات صنعتى در يك جامعه به خودى خود موجب صنعتى شدن آن جامعه نمىشود. چنانكه وجود برخى سنتهاى ريشهدار اجتماعى در جامعهاى به خودى خود آن جامعه را در جرگه جوامع سنتى وارد نمىكند. در همين غرب صنعتى امروزى، هنوز بسيار سنتهاى خرافى و آداب و رسومى كه مبناى منطقى ندارند وجود دارد، ولى در عين حال نمىتوان جوامع غربى امروز را جوامع سنتى ناميد. بر عكس در بسيارى از جوامع جهان سوم، تاسيسات و محصولات صنعتى فراوانى رواج دارند، ولى به اين اعتبار نمىتوان آنها را جوامع صنعتى ناميد. ملاك صنعتى يا سنتى بودن اين است كه هر جا سنتها در بافتشبكه روابط اجتماعى نفوذ دارند و تعيين كننده كردارها و روابط اجتماعى هستند، آن جا يك جامعه سنتى است و هر جا صنعت تعيين كننده نوع كردارها و روابط اجتماعى است، آن جا يك جامعه صنعتى است.
دينى بودن جامعه نيز از همين قبيل و بر همين قياس است. محض تدين افراد
(٤)كارل ريموند پوير، جامعه باز و دشمنان آن، ترجمه عزت اللّه فولادوند، تهران، خوارزمى، ج١، ص١٧.
(٥)كارل ريموند پوير، جامعه باز و دشمنان آن، ترجمه عزت اللّه فولادوند، تهران، خوارزمى، ج١، ص١٧.
(٦)همان، ج٢، ص٣٧٩.