فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - تغيير جنسيت محمد مؤمن قمى
شود، سپس اين زن بچهاى بزايد، ترديدى نيست كه آن مرد، پدر اين بچه است، با اين كه هيچ دخالتى در تربيت او نداشته، جز اين كه منى خود را در رحم مادر بچه قرارداده و اين بچه از آن نطفه به وجود آمده و اين مقدار دخالت، براى او ثابت است هر چند جنسيت او تغيير يابد.
بر اين اساس، دور نيست كه گفته شود: عنوان پدر در حال حاضر نيز، بر او صدق مىكند، از باب صدق مشتق بر كسى كه به مصدر اين مشتق پيش از اين متصف بوده است، زيرا اگر فرزند اين زن بگويد: پدر من همين زن است، جز اين كه وى [پيش از اين مرد بوده و اكنون ] زن شده، سخن او درستخواهد بود و هيچ كس نمىتواند آن را انكار كند.
اما ادعاى دوم: مىتوان چنين ادعا كرد: دليلهاى [ثبوت ولايت پدر ]از كسانى كه حالت زن شدن براى آنان عارضى باشد، انصراف ندارند و اين دليلها، حتى در حالت تغيير جنسيت نيز، شامل حال آنان مىشوند و همين ادعا قوىتر است و اگر اين ادعا، پذيرفته نشود، روشن است كه دليل بر اثبات سقوط ولايت، آشكار شدن اختصاص ولايت به حالت مردانگى است و در غير اين صورت، اگر كسى ادعا كند كه دليلها، تنها حالت مردانگى را در بر مىگيرند، خواهيم گفت: نتيجه سخن شما اين است كه وقتى پدر به زن تغيير جنسيت دهد، دليلها، بر ثبوت ولايت او دلالت ندارد، لكن بر سقوط ولايت او نيز دلالت ندارند. بنا بر اين، پس از تغيير جنسيت، مىتوان بقاى ولايت را به بركت استصحاب ثابت كرد.
ممكن است براى كسى اين توهم پيش آيد كه پس از تغيير جنسيت، موضوع استصحاب باقى نمىماند. به چنين سخنى نبايد گوش فرا داد، زيرا روشن است كه اين شخص، همان كسى است كه در پيش، ولايت او بر فرزندانش ثابتشده بود [بنا بر اين موضوع باقى است ].
٥. پيشتر بيان شد منحصر بودن عنوان پدرى و مادرى به پدر و مادر در حالت تشكيل نطفه بچه، تنها در خصوص پدر و مادر است و پدر بزرگ