فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٤ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
اجتماعى موجود را هدف قرار داد. دليل بر اين مدعا را مىتوان به اين ترتيب خلاصه كرد: اولاً، تهاجم گسترده دين به نظام اجتماعى موجود و تحقير و استخفافهايى كه در متن دين نسبت به آن صورت گرفته است، دليل آشكارى است بر اينكه دين، آن نظام اجتماعى را نمىپسنديد و خواهان تغيير آن بوده است. ثانياً، نفى نظام اجتماعى موجود، در صورتى خردپذير است كه دين نظام بهترى را براى جاىگزينى آن در آستين داشته باشد و گرنه تخريب نظام موجود، بدون تدارك جانشين آن، به هرج و مرج بيشتر مىماند تا به اصلاح. از جاى جاى تعاليم دين بر مىآيد كه مبارزه دين با نظام اجتماعى موجود، يك مبارزه سلبى و تخريبى محض نبوده است، بلكه هم ويران مىكرد و هم مىساخت و هر تركيبى از روابط اجتماعى را درهم مىريخت، تركيب تازهاى را جانشين آن مىكرد؛ شاهد آن، هزاران قاعده و قانون و امر و نهيى است كه دين در حوزه زندگى اجتماعى انسان وضع كرده است.
البته در اين باب، نبايد از نكتهاى غفلت ورزيد و آن، اينكه :به دنبال اين انقلاب همه جانبه اجتماعى كه به دگرگونى در همه عرصههاى روابط اجتماعى انجاميد، وضع معيشت مادى مردم نيز، رونق گرفت و رفاه و امنيت و ثروت و نعمت، بر مردم فزونى يافت و در يك كلام دنياى آنان نيز آباد شد و پيشرفت كرد. اما بايد توجه داشت كه توسعه معيشت و رونق دنياى مردم، از آثار استقرار نظام دينى جديد بود و نه از اهداف دين. يعنى هدف دين از دگرگونى نظام اجتماعى و تبديل آن به نظام اجتماعى سازگار با خود، ساختن دنياى مردم و تأمين پيشرفت مادى آنها نبود، اين بر عهده خود انسانهاست كه به يارى عقل خويش، دنياى خود را توسعه دهند و آباد كنند. هدف دين، هدايت انسان است و اگر به اصلاح نظام اجتماعى دست زد و جامعه ويژهاى تأسيس كرد باز هم، هدف كلى خود يعنى هدايت انسان را در نظر داشت.
بنا نهادن جامعه دينى، اقدامى تمهيدى است كه دين براى رسيدن به هدف غايى خويش انجام داد. با اين حال، تاسيس يك نظام صالح اجتماعى، بر پايه توحيد و عدالت و مساوات و آزادى انسان از بندهاى درونى و نفسانى خود و نيز رهايى او از زنجيرهاى طاغوت و گرداب روابط اجتماعى فاسد و ظالمانه، خود به