فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧١ - پژوهشى در قواعد فقهى محمد رحمانى
٦. حرمة مال المسلم كحرمة دمه.
احترام مال مسلمان، همانند احترام خون اوست.
٧. الصلح جائز بين المسلمين إلاّ صلحاً أحلّ حراماً و حرّم حلالاً.
صلح ميان مسلمانان رواست، مگر اين كه حرامى حلال و يا حلالى حرام گردد.
٨. المغرور يرجع إلى من غرّه.
فريب خورده، بايد به كسى كه او را فريب داده رجوع كند.
٩. الضمان ناقل.
ضمانت سبب نقل قرض بر ذمه ضامن مىشود.
١٠. ليس على المؤتمن ضمان.
شخص امين ضامن نيست.
١١. من أتلف مال الغير فهو له ضامن.
اتلاف مال ديگران سبب ضمان است.
١٢. على اليد ما أخذت حتى تؤدّى.
گيرنده چيزى ضامن است، تا اين كه آن را برگرداند.
١٣. كل دين حالّ إلاّ في موارد.
هر قرضى فورى است، مگر در مواردى،
١٤. الزعيم غارم.
كفيل بايد از عهده مورد كفالت برآيد.
١٥. ما يضمن بصحيحه يضمن بفاسده.
هر عقدى كه صحيح آن ضمان آور است، فاسد آن نيز ضمان آور است.
١٦. المثلي يضمن بالمثلي و القيمي يضمن بالقيمى.
اموال مثلى به مثل، مورد ضمان هستند و اموال قيمى به قيمت.
١٧. منافع الأموال تضمن بالتفويت.
نابود كردن منافع اموال مورد ضمان است.
١٨. الحُرّ لايباع.
شخص آزاد فروخته نمىشود.
١٩. من أحيى أرضاً ميتةً فهي له.
هركس زمين بايرى را آباد كند، مالك آن مىگردد.
٢٠. من حاز ملك.
هركس مالى را حيازت كند، مالك آن مىشود.
٢١. الناس مسلّطون على أموالهم.
مردم بر اموال خويش تسلط دارند.
٢٢. من ملك شيئاً من الأرض ملك قراره في حريمه.
مالك زمين، مالك حريم آن نيز هست.
٢٣. لايدخل في ملك إنسان شيء قهراً إلاّ الإرث والوصية للحمل.
چيزى به طور قهرى در ملك شخصى داخل نمىشود، مگر از باب ارث و يا وصيت براى جنين.