فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٨
شهرت را مىپذيرد. او اجماع محصل را ناممكن دانسته و اجماع منقول را، به ويژه با بود مخالف، معتبر نمىشمارد. با اين همه شهرت فتوايى را بدون ثابتشدن خلاف، حجت مىداند؛ چرا كه اتفاق نظر گروهى از افراد با تقوى و مورد اعتماد بر نسبت دادن چيزى به يك صاحب نظر، گوياى درستى آن نسبت است. ج١/٣٦/و...
در باره اجماع مىگويد:
«إن عدّ أصحابنا، رضوان اللّه عليهم، الإجماع مدركاً إنّما اقتفوا فيه العامّة العمياء...»ج٩/٣٦٢ گويا اين جمله معروف درباره اجماع نيز از اوست:
«هم الأصل له و هو الأصل لهم».
در جايى ديگر مىگويد:
«و قد اعترفوا بأنّ قولهم: الإجماع حجة، إنّما هو مشى مع المخالف.»ج٩/٣٦٨
در جايى ديگر با استفاده از روايتى از امام صادق(ع) مىگويد:
«إنّ اصل الإجماع من مخترعات العامّة و بدعهم.»ج١/٣٩
٨. در مباحث الفاظ، بيشتر يا همه آنچه را كه در نوشتهها و گفتههاى اصوليان رايج است مىپذيرد و بسيارى از آنها را به رواياتى كه در كتابها نيامدهاند نيز مستند مىكند.
«و لايخفى على المتتبّع أنّ أحكام المسألة الواحدة لاتكاد تجتمع فى خبر واحد، و إنّما توخذ من مجموع أخبارها بضم بعضها إلى بعض، و حمل مطلقها على مقيدها، و مجملها على مفصّلها، و عامّها على خاصّها و نحو ذلك.»ج٩/٣٢٢ و ج٧/٤٢
٩. اصطلاح متأخران را در تقسيم روايات نمىپذيرد:
«على أنّا لانرى الاعتماد في صحة الأخبار على هذا الاصطلاح، بل عملنا إنّما هو على اصطلاح متقدمى علمائنا، رضوان اللّه عليهم، كما قدّمنا إيضاحه بأتم ايضاح.»ج١/٢٧٠
١٠. نهى در عبادت را موجب بطلان مىداند:
«والأظهر بطلان صلاته للنهي المتقدم في الأخبار السابقة المقتضى لذلك.»ج٦/٢٨٤.
١١. افزون بر پذيرش اصول لفظى و به كار بستن آن، ترتيب و تقدم آنها بر