فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٤
بحثهايى چون: حقيقتشرعيه، مشتق، اوامر و نواهى و...
در مقدمه يازدهم بخشى از قواعد فقهى و اصول عمليه را به گونهاى فشرده و استدلالى مطرح مىكند، مانند: قاعدههاى حليت، طهارت و اصلهايى چون: استصحاب، احتياط، برائت، لاحرج و شرط فاسد و مانند آنها.
در مقدمه دوازدهم، اصلىترين اختلاف ديدگاههاى مجتهد و اخبارى را مطرح مىكند.
١٢. هر گاه مسألهاى را مطرح كرده يا ديدگاهى را گزارش مىكند، مشهورات و اجماعات را دقيق و ماهرانه به ميان مىآورد، و در هنگام استدلال و اظهار نظر هرگز به آنها توجه نمىكند و بلكه با تندى و جديّت هشدار داده و بىارزشى آنها را با صراحت و جسورانه اعلام مىكند. براى نمونه در جايى چنين مىگويد:
«لئلا يجمد على مجرّد التقليد لظاهر المشهورات، و ان زخرف بضمّ الإجماع فى العبارات.»ج١/٦٦
تا اين كه تنها بر پيروى از ظاهر چيزهايى كه معروف گشته جمود نورزند، هر چند نوشتهها، آن را با پيوستن اجماع بيارايند.
١٣. گرچه در فروع فقهى روايت مربوط به آن را نقل مىكند و شايد هيچ فرعى را نتوان در اين كتاب يافت كه حديث مربوط به آن آورده نشده باشد و چگونگى سند از جنبههاى گوناگون بررسى نگرديده باشد، با اين همه، بىنياز كننده از كتابهاى حديث نيست؛ زيرا نخست آن كه همه روايتهاى باب را نمىآورد و دوم آن كه اسناد روايات را نقل نمىكند.
ديدگاههاى ويژه و شيوه استنباط
١. آگاهيهاى رجالى مرحوم صاحب حدائق بسيار قوى و گسترده بود و در موارد مناسب از آنها بهره مىجست. با اصطلاحات علم درايه به خوبى آشنا بود و ماهرانه و با دقت آنها را به كار مىبرد، با اين همه به اين واژههاى علمى و فنى اعتقادى نداشت. گويا راز به كار بردن اين اصطلاحات، حتى بيش از خود اصوليان، با اين كه آنها را قبول هم