فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
مباحث اجتماعى دين از قبيل دولت و اقتصاد و مديريت و حقوق و.... با نبود اين حلقه، در واقع بستر تئوريك مناسبى براى طرح ديگر مقولههاى اجتماعى دين وجود نخواهد داشت.
در مثل، بحث از دينى بودن يا نبودن دولت، فرع است بر دينى بودن يا نبودن جامعه، و مفهوم دينى بودن يا نبودن جامعه، كه اغلب به سادگى از آن مىگذريم، چندان هم امر ساده و تعريف شدهاى نيست كه آن را به عهده بداهت واگذاريم. مسلم است كه دولت دينى فقط با ساختار يك جامعه دينى سازگار است و ساختار جامعه دينى نياز به تعريف و تبيين دقيق علمى دارد. آيا جامعه دينى در ماهيت خود يك جامعه مدنى است با افرادى ديندار، يا ماهيت جامعه دينى از اساس با جامعه مدنى متفاوت است؟ آيا جامعه دينى را مىتوان با نهادهايى كه لازمه جامعه مدنى هستند، اداره كرد؟ و بالعكس آيا جامعه مدنى را مىتوان با حفظ تمام لوازم آن بر اساس تعاليم دين اداره كرد؟ پس از روشن شدن اين مبانى آن گاه بايد به سراغ طرح مسأله دولت دينى رفت. آنچه گفته شد به مسأله دولت دينى اختصاص ندارد، بلكه در ديگر مقولههاى اجتماعى نيز وضع از همين قرار است، به طور كلى تا درك روشن و صريحى از مفهوم جامعه دينى و معيارهاى دينى بودن يك جامعه نداشته باشيم، نمىتوانيم تصوير روشنى از چهره دولت دينى، يا مديريت دينى يا نظام اقتصادى دينى ترسيم كنيم.
اين مقاله خود را فقط مدعى طرح مسأله مىداند و نه بيشتر، اما در ضمن نيز دو پرسش پايهاى را در باب جامعه دينى در ميان افكنده و كوشيده است تا بدانها پاسخ دهد: نخست آنكه جامعه دينى به چه معناست؟ دوم آنكه آيا تأسيس جامعه دينى از اهداف دين است؟
جامعه دينى به چه معناست؟
اصطلاح «جامعه دينى» در نگاه اوّل روشنتر از آن به نظر مىرسد كه نيازى به تعريف داشته باشد، اما در واقع اين چنين نيست. سؤال از ماهيت جامعه دينى در