فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٨ - باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
فيه نيز گرچه در روايات، كلمه رؤيت آمده، امّا.. ملاك وجود واقعى هلال است». در پاسخ مىگوييم: اگر همان گونه كه وجود واقعى فلس ملاك است، وجود واقعى «هلال» ملاك باشد، پس اين همه تأكيد بر «رؤيت» براى چيست؟ اگر چنين بود لازم مىبود كه حداقل در يك روايت ـ مثلاً ـ وارد شده باشد: «إذا وجد الهلال في الارض فصوموا...» يا «إذا علمتم بوجود الهلال...» يا «إذا تيقنتم بوجود الهلال...» يا «إذا تحقّق الهلال...». پس چرا اين همه، در احاديث بر «رؤيت هلال» تأكيد شده است ـ حتى با تعابير دالّ برحصر، مانند «ليس على أهل القبلة إلاّ الرؤية»، «لاتصم إلاّ للرؤية» و«لاتصم إلاّ أن تراه» ـ به طورى كه برخى قائل به موضوعيت «رؤيت» شده و به شدّت از آن دفاع كردهاند (٤٦)هر چند موضوعيت رؤيت، نادرست است، ولى براى مدّعاى ما ـ كه قياس اينجا به شرط بودن فلس صحيح نيست ـ كفايت مىكند. از اين رو، چنان كه پيشتر گفتيم، رؤيت هلال، طريق است براى «قابليّة الهلال للرّؤية» نه وجود واقعى «هلال» و بينهما بون بعيد.
هجده)
روايات رؤيت را مقدمهاى براى يقين قرارداده و فرمودهاند: «شهر رمضان با رأى و تظنّى حاصل نمىشود»: ...
١. عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: «إذا رأيتم الهلال فصوموا، و إذا رأيتموه فأفطروا، وليس بالرأي ولابالتظنّي، ولكن بالرؤية».
٢. عن عثمان بن عيسى، عن سماعة، قال: «صيام شهر رمضان بالرؤية و ليس بالظنّ».
٣. عن إسحاق بن عمّار...: «صم لرؤيته، و إيّاك و الشكّ و الظنّ».
٤. عن أبي أيّوب إبراهيم بن عثمان الخرّاز...: «...إن شهر رمضان فريضة من فرائض اللّه، فلا تؤدّوا بالتظنّي».
از اين روايات به خوبى استفاده مىشود كه اوّلاً مقصود از رؤيت در روايات،
(٤٦) ر.ك: رؤيت هلال، ج٢، ص٨٤٩ ـ ٨٥٠، ٨٦١،٨٨٠، ٨٨١، ٩١٧ ـ ٩٢٨، ١٠١٢ـ ١٠١٣، ١٠٣٥،١٠٣٨.