فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٥ - باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
كه در شب اول ماه، هلال با چشم معمولى قابل رؤيت بوده است، ولى كسى آن را نديده است، و همان طور كه «عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود»، عدم الرؤية هم لا يدلّ على عدم القابلية للرؤية.
پانزده):
صاحب جواهر(قدّس سرّه) از شيخ بهايى(رحمه اللّه) در لوامع نقل مىكند: لازم است كلام را بر متعارف در زمان پيامبر(ص) حمل نمود؛ سپس استدلال مىكند: «لأنّ أحكا مهم متلّقاة منه».(همين شماره، ص١٨٨ ـ ١٨٩)
اشكال:شيخ بهايى كتاب لوامع ندارد و صاحب جواهر هم لوامع را به وى نسبت نداده بلكه نوشته است:
بل في اللوامع ـ كما عن البهائي ـ: إيجاب حمل كلامهم على المتعارف في زمن النبيّ(ص)، و إن لم يكن كذلك في زمانهم ؛ لأنّ أحكامهم متّلقاة منه. (٤٣)
و مقصود صاحب جواهر، كتاب لوامع از مولى محمد مهدى نراقى(رحمه اللّه) صاحب جامع السعادات است كه هنوز چاپ نشده، و اين سخن در برگه ٧٧ نسخه خطى آن(به شماره ٧٢٧٢ كتابخانه آية اللّه مرعشى) آمده است.
شيخ بهايى هم در كتاب الحبل المتين(ج٢، ص١٨٠) او هست و صاحب مفتاح الكرامة(ج١، ص١٦٠) از وى نقل كرده است و از اين رو صاحب جواهر تعبير مىكند: «كما عن البهائى».
شانزده ):
علاوه بر اين دو شاهد، مىتوان ادلّه اين گروه [قائلين به اعتبار رؤيت با چشم مسلّح ] را در سه دليل زير و يك مؤيّد خلاصه نمود:
١. جريان أصالة الإطلاق نسبت به سبب رؤيت و عدم وجود [كذا [قرينه بر انصراف.
٢. استناد حقيقى رؤيت به كسى كه با ابزار و وسايل، آن را انجام مىدهد.
(٤٣) جواهر الكلام، ج٦، ص١١٥.