فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
١. در اين بحث بايد ديد منشأ انصراف چيست؟ در علم اصول ثابت شده كه منشأ انصراف چنانچه غلبه استعمال باشد در انصراف كفايت مىكند، امّا غلبه وجود كفايت نمىكند. كلمه رؤيت همانطورى كه در ديدن با چشم معمولى استعمال شده، در ديدن با ابزارى مانند عينك، ذرّهبين و دوربين نيز به نحو حقيقى استعمال مىشود.
٢. دليل اين مدّعا قابل تأمّل است؛ زيرا بر فرض صحّت اين مطلب كه فقيهان در همه ابواب فقه، اطلاقات را به افراد متعارف منصرف مىدانند، آيا قابل استدلال است و اين عمل فقيهان مىتواند دليل باشد؟ و اگر تا قبل از زمان مرحوم علاّمه، همه فقيهان به لزوم منزوحات بئر قائل بودند، بايد براى ديگران هم حجّت باشد؟ روشن است همانطور كه در اين موارد، مراجعه به مدارك اقوال و نظريّات آنان مورد بررسى قرار مىگرفت، در اين بحث نيز بايد مدارك و مبانى مورد ارزيابى قرار گيرد.
٣. اساساً چنين نسبتى صحّت ندارد؛ و نمىتوان با بررسى و احصاى چند مورد، چنين مطلب كلّى را به عالمان و فقيهان نسبت داد. در اين مقاله موارد متعددى را بر خلاف اين ادّعا ذكر خواهيم نمود.
امّا قبل از بررسى مواردى كه فقيهان انصراف را پذيرفتهاند و مواردى كه نپذيرفتهاند، لازم است نكاتى را از جهت صناعى مورد دقّت قرار دهيم:
نكته اوّل:روشن است كه اصالة الاطلاق يكى از اصول لفظى عقلى است. اصل اوّلى در الفاظ ـ به مقتضاى مقدّمات حكمت ـ اطلاق است؛ مگر اين كه در مقابل آن دليل يا قرينهاى بر تقييد باشد. به عبارت ديگر، رفع يد از اطلاق و ادّعاى انصراف، هميشه محتاج قرينه است و بدون قرينه، هرگز نمىتوان ادّعاى انصراف كرد. اساساً اگر بخواهيم موارد مطلق را در همه جا بر فرد متعارف حمل نماييم، پويايى اجتهاد از بين مىرود و روشن است كه اجتهاد به بركت اين اطلاقات و عمومات به حيات خود داده است .
به نظر ما در روايات باب رؤيت هلال و يا ادلّه ديگر، هيچگونه قرينهاى كه دلالت بر انصراف داشته باشد، نداريم؛ و رؤيت از جهت اسباب آن كاملاً مطلق است: «إذا رأيت الهلال فصم وإذا رأيته فافطر» يا اين تعبير ديگر كه مىفرمايد: «صم للرّؤية وأفطر للرّؤية».