فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
آن است و تا زمانى كه وجه صدق كند، بايد شسته شود؛ هرچند غير متعارف باشد. كسى كه صورت كشيدهاى دارد، چون بر آن، وجه صدق مىكند، بايد آن را بشويد؛ هرچند كه از مصاديق غير متعارف است.
نمونه سوم:دلالت دارد كه با وجود عموم لغوى يا اطلاق، جميع افراد نسبت به آن مساوى هستند و فرقى بين افراد غالب و غير غالب نمىكند، اين مطلب است كه صاحب جواهر(ره) در بحث شستن صورت در وضو بعد از آن كه مىفرمايد: در «مسترسل اللحية» نه شستن خود آن واجب است و نه تخليل آن، كلامى را از شهيد(قدسسره) در دروس ذكر مىكند كه فرموده است: «يستحبّ التخليل وإن كثف الشعر». در اعتراض به كلام شهيد(قدس سره) مىفرمايد: دليلى بر اين ادّعا پيدا نكرديم و ادّله، مخالف آن است. «وحيث اشتملت الرواية على العموم اللغوي الّذي يتساوى جميع الأفراد بالنسبة إليه لم يختلف الحال فى الموافق للغالب وعدمه، فالاغم مثلاً إن كان كثيف الشعر اجتزى بغسله». (١٧)
از اين بيان او روشن مىشود كه بين افراد غالب و غير غالب و متعارف و غير متعارف فرقى وجود ندارد.
نكته پنجم:اگر انصراف با قرينه نيز همراه باشد، از روش اجتهادى صاحب جواهر(ره) استفاده مىشود كه به تنهايى نمىتواند دليل محكم و قابل اعتمادى براى فقيه باشد؛ بلكه اوّلاً بايد با فهم اصحاب معارض نباشد، ثانياً مؤيّداتى هم بايد به آن اضافه كرد.
در اين مورد به دو نمونه اشاره مىكنيم: نمونه اوّل: در تطهير با آب قليل اختلاف است كه آيا ورود آب بر على نجاست لازم است ياخير؟ صاحب جواهر(ره) اين مطلب را از راه انصراف به متعارف و معمول در بين مردم كه در تطهير، ورود آب را محقّق مىسازند پذيرفته است؛ ولى قبل و بعد از آن، اجماع و سيره مستمرّه را نيز به عنوان مؤيّد ذكر كند.
نمونه دوّم: در اينكه مراد از «تكبيرة الاحرام» چيست؟ فرمودهاند: «فصورتها أن
(١٧) همان، ص ١٥٩.