فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦ - مفهوم غناى حرام آيت الله محمد موءمن قمى
غنا به عرف واگذار مىشود و هر چه را كه عرف غنا بشناسد انجام و شنيدن آن مطلقا حرام است؛ چه در قرآن باشد يا در شعر يا چيز ديگر. خلاصه سزاوار نيست دست از تعريف مذكور بكشيم؛ چرا كه اين تعريف غنا مشهور است و مصنف و محقق و ديگران همين تعريف را براى غنا پذيرفتهاند.
گفتنى است كه گفتار محقق اردبيلى در اينجا مانند صريح است و دلالت دارد كه بىترديد و شايد هم بدون اختلاف، غنا با معنايى كه دارد موضوع حرمت بوده و حرام است. مشكل معناى غنا است؛ نه آن كه يك قسم از غنا حرام بوده و قسم ديگر حرام نبوده يا احتمال اباحه در آن وجود داشته باشد. بارى؛ اختلاف در صوت و آوايى است كه خالى از ترجيع و طرب است. در واقع نمىدانيم كه عنوان غنا بر چنين صدايى صادق است يا نه. اما وقتى پذيرفتيم كه غنا است ديگر در حكم آن يعنى حرمت، اختلافى نيست.
از اين رو، اين گفتار محقق اردبيلى در اينجا قرينه است كه مراد او در شرح عبارت علامه در كتاب متاجر كه از ارشاد آورده است، همين معنا است. آنجا كه مىگويد:
در مورد غنا گفته شده: آن كشيدن آواى انسان است مشروط بر اين كه در برگيرنده ترجيع و طرب باشد. ظاهراً در اين صورت بدون اختلاف، انجام غنا، مزد گرفتن براى آن، فراگيرى و آموزش و گوش دادن به آن حرام است. برخى از فقها معناى غنا را به عرف واگذار كردهاند. بنابراين، هرچه را كه عرف غنا نام نهد حرام است؛ هر چند مشتمل بر ترجيع يا طرب نباشد؛ زيرا غنا واژهاى است كه معناى آن در شرع حرام است؛ با اين حال معناى آن در شرع بيان نشده است. از اينرو معناى آن به عرف واگذار مىشود و ظاهراً عرف بر آواى كشيده هر چند بدون طرب باشد غنا اطلاق مىكند. پس چنين آوايى حرام است؛ زيرا تقسيم غنا به طربآور و غيرطربآور صحيح است؛ بلكه بعيد نيست بر آوايى كه ترجيع هم نداشته و در گلو پيچيده نشود غنا اطلاق گردد و سزاوار است از آن اجتناب شود.
تعريف نخست مشهورتر است. شايد وجه اشهر بودن تعريف نخست آن باشد كه