فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨ - پيوند عضو پس از قصاص آيت الله سيدمحمود هاشمى شاهرودى
از آن جهت مردار است كه حيات آن از ميان رفته است و همان گونه كه گفتيم در استخوان حياتى وجود نداشته تا از ميان برود. (٧)
موءلف در اين عبارات، به هردو مطلب پرداخته است و اين نكته را نيز افزوده است كه هر يك از دو طرف، حق دارند خواهان جدا كردن گوش پيوند زده ديگرى شوند؛ وى علت اين حكم را مردار بودن گوش پيوندى ذكر كرده است.
دركتاب غنيه آمده است:
هرگاه كسى را به سبب ايراد جرح يا شكستن يا قطععضو ديگرى قبل از اينكه اميد بهبود و ترميم آن از بين برود، قصاص كنند سپس يكى از آن دو بهبود يابد و نقصش برطرف شود ولى ديگرى بهبود نيابد، قصاص در مورد شخص بهبود يافته تكرار مى شود. اين حكم در صورتى است كه قصاص اول به اذن مجنى عليه اجرا شده باشد؛ اما اگر قصاص بدون اذن او اجرا شده باشد، شخص قصاص شده به كسى كه سبب قصاص او شده بود رجوع مى كند نه به مجنّى عليه. (٨)
در كتاب اصباح الشريعه نيزعبارتى به همين معنا آمده است. ظاهرعبارت غنيه از آن جهت كه شامل هر دو فرض مى شود،مانند عبارت كافى ابوالصلاح است.
در كتاب سرائر اين گونه آمده است:
اگر كسى نرمى گوش انسانى را قطع كند، سپس او را به تقاضاى مجنى عليه قصاص كنند، آن گاه جانى گوش خود را معالجه كرده و قسمت بريده شده را به جاى خود پيوند بزند شخص قصاص كننده حق دارد همان قسمت پيوندى را دو باره قطع كند و به حالت قبل از قصاص برگرداند. مجنى عليه نيز همين حكم را دارد چه ظالم باشد چه مظلوم، چه خود نيز جنايت كرده چه فقط مورد جنايت واقع شده باشد. دليل اين حكم آن است كه چنين شخصى
(٧) همان، ص ١٨٤.
(٨) همان، ص ٢٤٨.