فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - مفهوم غناى حرام آيت الله محمد موءمن قمى
و بهاى كنيز آوازخوان حرام است. (١٨)
در روايت وشّاء در كتابهاى كافى، تهذيب و استبصار به سند معتبرـ به استثناى سهلبن زياد [كه امر آن سهل است] جاى تأمّل ندارد ـ گويد:
از امام رضا(ع) از حكم خريدن كنيز آوازخوان سوءال شد. فرمود: گاه مرد كنيزى دارد كه براى او به كار لهو مىپردازد. بهاى چنين كنيزى همان بهاى سگ است و بهاى سگ حرامخوارى است و حرامخوارى در آتش است. (١٩)
گفتار امام كه فرمود: «قد تكون للرجل الجارية تلهيه»بسان اين جمله است: «قد تكون للرجل الجارية تغنى له» به هر حال از اين روايت استفاده مىشود كه بهاى كنيز آوازخوان بسان بهاى سگ، حرام است و معناى اين سخن آن است كه آوازخوانى او حرام است.
در روايت ابراهيمبن ابو بلاد آمده است:
اسحاقبن عمر وصيت كرد كه كنيزان آوازخوانش فروخته شوند و بهاى آنها را براى امام رضا(ع) بفرستند. ابراهيم مىگويد: كنيزان به سى صدهزار درهم فروخته شدند و پول آن را براى امام فرستادند... امام فرمود: به اين پول نيازى ندارم؛ اين پول حرام است و آموزش دادن به آنها كفر است و شنيدن از آنها نفاق و بهاى آنها حرامخوارى است. (٢٠)
دلالت اين روايت مانند دلالت دو روايت پيشين است؛ هر چند جمله «تعليمهنّ كفر والاستماع منهنّ نفاق» در آن دو روايت نبود. اين دو بند نيز به دلالت التزام دلالت بر حرمت آوازخوانى دارند؛ زيرا تغنّى است كه آموزش آن كفر و شنيدن آن نفاق اعلام شده است.
در روايت ديگر از ابراهيمبن ابو بلاد از امام رضا(ع) آورده كه امام در روايتى فرمود:
بهاى سگ و كنيز آوازخوان حرام است. (٢١)
(١٨) همان، باب ١٦، ح٣.
(١٩) همان، ح٦.
(٢٠) همان، ح٥.
(٢١) همان، ح٤.