فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - پول جديد از نگاه انديشمندان احمدعلى يوسفى
مثال، در هنگام ركود اقتصادى اگر دولت سياست انبساطى پولى در پيش گيرد و بخواهد ميزان وام و اعتبارات را افزايش دهد، ممكن است درافزايش وام و اعتبارات توفيق نيابد. زيرا پرداخت وام و اعتبارات در صورتى ممكن است كه براى آن متقاضى وجود داشته باشد؛ در حالى كه در شرايط ركود اقتصادى، متقاضى وام كاهش يافته، پول تحريرى موجود، خود به خود، نابود مىگردد . امّا در مورد اسكناس و پول كاغذى اين چنين نيست؛ زيرا هنگامى كه پول كاغذى منتشر شودو به جريان بيفتد به خودى خود، بازگشتى ندارد و محو و نابود نمىگردد.
٢ـ تغيير حجم پول تحريرى با كاهش يا افزايش ميزان اعتبارات و نرخ ذخيره قانونى امكان پذير است؛ درحالى كه حجم اسكناس با انتشار اسكناس هاى جديد يا محو اسكناس هاى موجود، ممكن مىباشد.
آيا اطلاق پول به آنچه پول تحريرى خوانده شد(ارزش مبادلهاى اعتبارى عام)، صحيح است؟
بشر در مبادلات خود نياز به معيار سنجش ارزش هاى اقتصادى وواسطه مبادلهاى داشت تا بتواند مبادلات را به نحو كامل انجام دهد، و در عين حال اين امكان را داشته باشد كه ارزش هاى اقتصادى توليدى خود را به طريقه آسان و بدون خطر حفظ و پس انداز نمايد. انسان هماره خواهان آن بوده است ابزارى را در مبادلات به كار گيرد تا آن مبادلات را آسان ترو كم هزينهتر انجام دهد يكى از آن ابزارها چك مىباشد، كه مقدار آن در صورتى كه اعتبار داشته باشد، نشان دهنده دست كم بخشى از محتواى حساب جارى صاحب چك مىباشد. محتواى حساب جارى تنها اسكناس نمىباشد؛ بلكه ممكن است فقط مقدارى ارزش مبادلهاى اعتبارى عام باشد، بدون آن كه هيچ گونه اسكناسى در آن حساب، يا به اعتبار آن حساب جارى، در صندوق بانك موجود باشد. يعنى فقط بر روى كاغذى در بانك، به نام حساب جارى آقاى «الف» چند عدد و رقم نوشته شده است كه نشان مىدهد وى نزد بانك مزبور به ميزان آن عدد و رقم، ارزش مبادلهاى دارد. وقتى شخص «الف» دروجه فردى به نام «ب» چك مىكشد، آن چك سند و حاكى از ميزان