فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٧ - پول جديد از نگاه انديشمندان احمدعلى يوسفى
فلز گران بها وجود ندارد، امّا در عين حال در مبادلات از آ ن استفاده شده و مورد قبول عموم قرار گرفت.
وقتى اسكناس به عنوان پول وارد مبادلات شد و غير قابل تبديل به فلز طلا و نقره اعلام گرديد و عرف و عقلا نيز آن را پذيرفتند، اسكناس داراى ارزش مبادلهاى اعتبارى محض شد و هيچ گونه ارزش مبادله اى حقيقى و يا ارزش استعمالى (فايده مصرفى) غير پولى در او مورد لحاظ قرار نگرفت. عرف و عقلا كاغذ پارهاى را كه هيچ گونه ارزش حقيقى نداشت در مبادله با كالاها و خدمات مورد استفاده قراردادند. زيرا انتظارى را كه آنان از اسكناس به عنوان پول داشتند، كاملا برآورد مىكرد؛به ويژه اگر در انتشار آن زياده روى نمىشد.زيرا همين اسكناس واسطه مبادلات، معيار سنجش و ذخيره ارزش دارايى هاى مردم بود. پيداست كه مردم از هر شيئ به عنوان پول، بيش از اين انتظار نداشتند.
عقلا با اعتبار ارزش مبادلهاى محض براى كاغذ پاره اى كه با صرف نظر از آن اعتبار، هيچ گونه ارزش مبادلهاى نداشت، تمام جنبه هاى خصوصى آن را الغا كردند و آنگاه آن را معادل همگانى ساير كالاها و خدمات توليدى قابل مبادله قرار دادند.
اين اسكناس برخلاف پولهاى پيشين قابل خوردن، پوشيدن،تزيين و...نيست و تنها اعتبار و توافق عرف و عقلا به آن ارزش داده است و هرگاه عرف و عقلا از آن توافق و اعتبار دست بردارند، اسكناس فاقد ارزش شده، تبديل به كاغذ پاره رنگى بى ارزش مىشود كه هيچ گونه مصرف غير پولى هم ندارد، حتى ارزش نوشتن چند جمله بر روى آن.
يادآورى چند نكته در پايان بحث اسكناس ضرورى مىنمايد:
يك.منظور از ارزش مبادلهاى در پول كاغذى و كالايى همان قدرت خريد است. با اين تفاوت كه در پول كاغذى اصل آن، اعتبارى و قراردادى است در حالى كه در پول كالايى اصل وجود ارزش مبادلهاى در آن قراردادى و اعتبارى نمىباشد. اين عرف و عقلا هستند كه آن را به عنوان معيار سنجش ساير ارزش هاى اقتصادى اعتبار كردند. از طرفى مقدار ارزش مبادلهاى و قدرت خريد، چه در پول كاغذى و چه در پول غير كاغذى، تابع حجم كالاها و خدمات قابل مبادله به وسيله پول در جامعه است؛ يعنى هر چه نرخ رشد