کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در نظام دموكراسى
جوان، كوچك و بزرگ و زن و مرد بود. اگر مىديد كسى محروم است، حالش منقلب مىشد.
حضرت موسى(عليه السلام) در كوه طور شنيد كه عده اى از مردمش بت پرست شده اند، اما حال موسى(عليه السلام)تغييرى نكرد. وقتى از كوه طور برگشت و ديد كه مردم بت مىپرستند، در اين هنگام بود كه الواح آسمانى را انداخت، رنگش تغيير كرد، جلوى مردم ريش برادرش هارون را گرفت و گفت: أَفَعَصَيْتَ أَمْرِى[١]. گرچه حضرت موسى(عليه السلام) قبلا هم مىدانست، اما دانستن غير از ديدن است. امام(رحمه الله) نيز مىدانست محروم در جامعه زياد است، اما وقتى طفل يتيم يا شخص محرومى را مىديد، آن چنان عواطفش تحريك مىشد و دلش مىسوخت و احساس مسؤوليت مىكرد كه واقعاً شگفت آور بود.
به هر حال اين يك روش بحث است كه ما شيوه سلوك اميرالمؤمنين(عليه السلام) را با مردم بررسى كنيم تا ببينيم رابطه حكومت با مردم در اسلام چگونه است.
اما در يك بحث تحليلى، با صرف نظر از نمونه هاى عينى كه واقع شده، بايد ملاحظه كنيم مبانى فكرى و نظرى اسلام در زمينه حكومت چه اقتضا مىكند؟ رابطه حكومت با مردم چگونه بايد باشد؟ اين مطلب را در جلسه بعد بحث مىكنيم و در فرصت باقى مانده اين جلسه، مطلبى را در زمينه بحث تاريخى و عينى رابطه متقابل مردم و حكومت اشاره مىكنيم.
مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در نظام دموكراسى
همان طور كه ما مىتوانيم در خصوص رابطه حكومت با مردم در عالَم اسلام، يك بررسى عينى داشته باشيم، مىتوانيم همين مطالعات عينى را در خصوص رابطه حكومت با مردم در ساير مكاتب نيز انجام دهيم. همه ما مىدانيم
[١] طه (٢٠)، ٩٣.