کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - رويكردهاى مختلف در بحث رابطه متقابل مردم و حكومت
مىشود، توهم و خواب و خيالى بيش نيست. اما حقيقت اين است كه ما مسلمانان معتقديم، اسلام همان است كه خداى متعال فرموده يا بيانات پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و ائمه اطهار(عليهم السلام) اقتضا مىكند. اسلام آن چيزى است كه قرآن معرفى مىكند. بنابراين، حقيقت اسلام، صد در صد موافق با آنچه مسلمان ها عمل كرده اند يا عمل مىكنند، نيست.
همين معنى را مىتوانيد به تئورى حكومت اسلامى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران تسرّى دهيد. اگر بگويند نظريه حكومت اسلامى و انقلاب اسلامى را بايد به وسيله واقعيات عينى و عملكرد جمهورى اسلامى معرفى كرد، چنين نگرشى غلط و چنين روشى نادرست است؛ زيرا ممكن است در بسيارى از موارد انحراف پيدا شده باشد و آنچه كه مطلوب بوده تحقق پيدا نكرده باشد. فرق است بين تئورى و عمل. البته كسانى كه علاقه مند هستند كه آنچه را در تئورى پذيرفته اند در عمل هم تحقق ببخشند، همواره تلاش مىكنند كه رفتارشان را به سوى آن نقطه ايده آل جهت دهند و منحنى حركتشان منحنى صعودى باشد و اگر بى درنگ و ناگهان به آن هدف نهايى نمىرسند، لااقل مسير مسيرى باشد كه پيوسته به آن هدف ايده آل نزديك شوند؛ اما اگر سمت و سوى حركت چنين نبود، ما قولى نداده ايم كه اين حكومت سر تا به پا و در همه مسير خود، حتماً حكومت اسلامى مطلوب است و صد در صد از آن دفاع كنيم. ما تا آن جا از حكومت جارى دفاع مىكنيم كه با اصول و مبانى اسلام، با اصول و تئورى حكومت اسلامى وفق دهد. اما اگر در مرحله عمل تخلفى شده يا بشود، ما ضمانتى نداريم كه بگوييم چون اينها به نام حكومت اسلامى، حكومت مىكنند پس حتماً همه چيز آن صحيح است و ما از همه جزئياتش دفاع مىكنيم.
آيا در طول تاريخ بشر، دوران قابل اعتنايى بوده كه يك حكومت دينى