کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - قرآن و افلاك نه  گانه بطلميوسى
خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب به روز پيشى جويد، و هر كدام در سپهرى شناورند. اگر دريايى را فرض كنيم كه به شكل كره باشد خورشيد و ماه را مىفرمايد به منزله ماهى اى هستند كه در آن شناورند. حداكثر اين است كه حركتى منظم است، ولى به هر حال مىفرمايد: «شناورند» و شناور بودن با حركت مىسازد. بنابراين، سخن قرآن درباره ستارگان با فرضيه هيأت بطلميوسى سازگار نيست و از اين نظر حركتى بر ضد آن فرضيه است و نه پذيرفتن آن. اگر العياذ بالله اين گونه بود كه پيامبر تحت تأثير فرضيات علمى زمان خودش واقع شده بود و آن دريافت حضورى خودش (وحى) را بر اساس آن تفسير كرده بود، بايد اولا بگويد افلاك نه گانه و ثانياً بگويد: هر ستاره اى در فلك خودش ميخ كوب شده است.
هم چنين آيات ديگرى در توصيف آسمان ها وجود دارد كه در آنها تعابيرى به كار رفته و مطالبى گفته شده كه با هيات بطلميوسى ناسازگار است. بطلميوسيان مىگفتند، از اين نُه فلك، هفت فلك مربوط به سيارات است و يكى هم فلك «ثوابت و ستارگان» است كه در فلك هشتم هستند و فلك نهم نيز «فلك اطلس» است. سيارات هم منظورشان همين سياره هاى منظومه شمسى بود كه تا آن زمان هنوز بيش از هفت سياره كشف نشده بود. مىگفتند هر يك از اين سيارات در يك فلك است كه مجموعاً هفت فلك مىشود .تمامى ثوابت و ستارگان نيز در فلك هشتم كه بالاى فلك هفتم است قرار دارند و فلك آخر نيز فلك اطلس است. اين تصويرى بود كه هيأت بطلميوسى از افلاك نه گانه ارايه مىداد.
اما قرآن هم چنان كه گفتيم اولا هيچ كجا در اين باره عدد «نُه» را به كار نبرده و «هفت» فرموده است، و ثانياً تازه «هفت فلك» هم نفرموده بلكه تعبير به «هفت آسمان» كرده است. در مورد آسمان ها هم كه صحبت كرده، در يك جا