کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - رابطه پذيرش تاريخى انبيا و ايمان
يا از او دختر گرفت، ارث مىبرد، در قبرستان مسلمان ها دفن مىشود و... . منافقان زمان پيامبر از همين قبيل مسلمان ها بودند، كسانى كه قرآن در وصف آنها مىفرمايد: ...وَ لاَ يَأْتُونَ الصَّلَوةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسَالَى...[١]؛ و جز با [ حال] كسالت نماز به جا نمىآورند. اينها گر نماز هم مىخوانند به اجبار و به سبب ملاحظات اجتماعى است: إِنَّ الْمُنَفِقِينَ يُخَدِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خَدِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَوةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءونَ النَّاسَ وَ لاَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً. مَذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَؤُلاَءِ وَ لاَ إِلَى هَؤُلاَءِ...[٢]؛ منافقان، با خدا نيرنگ مىكنند، و حال آن كه او با آنان نيرنگ خواهد كرد؛ و چون به نماز ايستند با كسالت برخيزند. با مردم ريا مىكنند و خدا را جز اندكى ياد نمىكنند. ميان آن [ دو گروه] دو دلند؛ نه با اينانند و نه با آنان. اينها كسانى هستند كه نمازشان هم سياسى كارى و به دليل ملاحظات سياسى و اجتماعى است نه به سبب تسليم قلبى در برابر خدا. اين اسلام ظاهرى است كه مىشود به او دختر داد يا از او دختر گرفت و آن احكام ديگر را دارد؛ ولى در عين حال از نظر واقعى حكمش اين است كه ممكن است از هر كافرى بدتر باشد: إِنَّ الْمُنَفِقِينَ فِى الدَّرْكِ الاَْسْفَلِ مِنَ النَّارِ...[٣]؛ آرى، منافقان در فروترين درجات دوزخند.
به هر حال حساب «اسلام ظاهرى» با «ايمان» جدا است و بحث فعلى ما درباره «ايمان» است، نه آنچه موجب پاك بودن بدن و امثال آن مىشود. بحث در چيزى است كه موجب سعادت، فلاح و رستگارى انسان و نجات او از جهنم و عذاب مىگردد، نه آنچه كه با «درك اسفل من النار» هم قابل جمع است. آرى، به نص صريح قرآن، هستند نمازخوان هايى كه اسم اسلام و «مجاهد اسلام» را هم يدك مىكشند ولى در فروترين درجات آتشند.
[١] توبه (٩)، ٥٤. [٢] نساء (٤)، ١٤٢ـ١٤٣. [٣] نساء (٤)، ١٤٥.