کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - پرسش و پاسخ
بهترين شيوه صورت گيرد. در قرآن نيز هر دو نوع استدلال به كار رفته است و خداوند متعال براى اثبات معارف و ابلاغ حقايق، هم از راه برهان و هم از طريق جدل استدلال كرده است. در برخى آيات، خداوند متعال براى ابطال عقايد مشركان و كفار به شيوه جدلى تمسك جسته است؛ از جمله اين آيه شريفه كه مىفرمايد: اَلَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الاُْنْثى. تِلْكَ اِذاً قِسْمَةٌ ضيزى[١]؛ آيا براى شما پسر است و براى او [ خدا] دختر؟ در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است. توضيح اين كه:
همان طور كه مىدانيد عرب ها از دختر بدشان مىآمد و پسر را خيلى عزيز مىدانستند. از آن طرف معتقد بودند فرشتگان، دختران خدا هستند. خدا با اينها استدلال مىكند و مىفرمايد، چگونه است كه شما آن چيزهايى را كه دوست داريد و خوشتان مىآيد براى خودتان برمىگزينيد، اما چيزهايى را كه دوست نداريد به خدا نسبت مىدهيد؟ اين چه منطقى است؟ اين تقسيم ظالمانه اى است: تِلْكَ اذاً قِسْمَةٌ ضيزى؛ يعنى اين تقسيمى بى منطق و بى اساس است.
حال اگر آنان مىگفتند كه ملايكه پسران خدا هستند، آيا آن گاه حرفشان درست بود و حق داشتند كه چنين بگويند؟ آيا اين بار مىتوانستند استدلال كنند كه آنچه براى خود دوست داريم، براى خدا نيز قايل مىشويم؟! بديهى است كه پاسخ منفى است. اگر اين كلام حق تعالى برهان بود، آنها حق داشتند كه چنين بگويند؛ چون برهان مىگويد «آنچه را دوست داريد براى خدا قايل شويد» آنها نيز مىگويند: ما پسر را دوست داريم، پس براى خدا قايل مىشويم. در اين صورت، هيچ كس نمىتوانست اشكالى بگيرد.
قرآن در مورد اين اعتقاد مسيحيان كه براى خدا پسر قايل شدند،
[١] نجم (٥٣)، ٢١ـ٢٢.