پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٢ - مقدمه
وجود دارد يا نه؟ اگر آرزويى از اين ارزشمندتر نبود، آن گاه اين عمل بر ما متعين مىشود و بايد اين كار را انجام بدهيم. اگر احتمالش بالاست و محتمل هم قوى است و چيزى بهتر از اين ميسر نيست، حتماً بايد آن آرزو را دنبال كنيم. چنين آرزويى را در سر داشتن هرگز بد نيست؛ مثلا اگر آدمى آرزو داشته باشد كه به يك ابزار دنيوى برترى دست پيدا كند كه با آن به خدا، خلق خدا و دين خدا خدمت نمايد، چنين آرزويى هيچ عيبى ندارد؛ بلكه شايسته است و مدح هم شده است. اما اگر احتمال تحقق آن آرزو خيلى ضعيف باشد و محتمل هم چندان ارزشى نداشته باشد، دنبال چنين آرزويى رفتن، يك خيالپردازى بيش نيست و حيف از عمرى كه براى آن صرف گردد.
در تطبيق اين مطالب بر يك نمونه خارجى ملموس مىتوان اين واقعيت را در نظر آورد كه معمولا عده معينى از جمعيت ١٠٠ ميليون نفرى يك كشور، آرزوى رئيس جمهور شدن را در دل دارند؛ مثلا حدود ده ميليون نفر چنين آرزويى دارند. طبيعتاً احتمال رسيدن به اين آرزو احتمال يك در ده ميليون است كه احتمال بسيار ضعيفى است؛ ولى اگر چه احتمال ضعيف است محتمل قوى است؛ يعنى اگر واقعاً كسى رئيس جمهور بشود به مقام ارزندهاى جهت خدمت به اسلام و مسلمين دست يافته و ميدان وسيعى جهت خدمت به دست آورده است. حال نوبت به محاسبه شرطِ سوم مىرسد كه بايد بررسى كند آيا كارى كه ارزشش از اين بيشتر است وجود دارد يا نه؟ بايد كارى كه از نظر احتمال و محتمل ارزش، بالاتر يا حداقل به ميزان ارزش همين كار وجود نداشته باشد.
نتيجه بحث اين شد كه انسان براى آرزوكردن و دنبال آرزورفتن ابتدا بايد ببيند آن چيزى را كه آرزو مىكند و متعلق آرزويش اوست آيا يك مطلوب صرفاً دنيوى است يا براى آخرت هم مىتواند مفيد باشد؟ اگر صرفاً دنيوى است، آيا صرف نيرو براى چنين چيزى از ديدگاه الهى و اسلامى ارزش دارد و يا صرفاً براى لذت دنيا بايد زحمات طولانى را تحمل كند؟ اگر صرفاً دنيوى است، به دنبال آن رفتن كار نابخردانهاى است؛ اما اگر ارزش معنوى دارد، بايد آن سه محاسبه را انجام دهد تا تكليفش را بفهمد كه آيا چنين آرزويى خوب است و بايد به دنبال آن برود يا خير؟