پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - اعتدال در ارضاى غرايز
صفت پليد مبتلا مىشود؟ چه رخ مىدهد كه وقتى انسان كار غلطى انجام مىدهد، اصرار دارد آن را ادامه بدهد و دوست ندارد با آن مخالفت كند و يا آن را رها نمايد؟ از چه روى اعتراف به اشتباه براى انسان بسيار سخت مىگردد؟
كسانى كه بچه دارند و يا مقدارى با بچهها معاشرت دارند مىدانند كه براى بچهها خيلى سخت نيست كه عذرخواهى كنند و يا بگويند اشتباه كرديم. به عكس، افراد بزرگسال بيشتر اصرار دارند تا رفتار خودشان را ادامه دهند و كمتر حاضرند اعمال خود را تصحيح نمايند و بگويند: اشتباه كردهايم؛ بلكه با تمام همّت و تلاش مىگويند: همان كارى را كه انجام دادهايم، درست بوده است.
ريشه اين رفتار، غريزه ذاتى و طبيعى حبّ ذات است كه در همه انسانها وجود دارد. اين غريزه مثل ساير غرايز يك حالت افراط، يك حالت تفريط و يك حالت اعتدال دارد. دوست داشتن ذات، فى حد نفسه نه تنها بد نيست، بلكه مطلوب نيز مىباشد. به يقين اگر كسى خود را دوست نداشته باشد، براى تكامل خودش قدمى برنمىدارد و حتى براى حفظ جان خودش هم هيچ تلاشى نمىكند. پس محبت به خود، حبّ ذات و علاقه داشتن به ادامه حيات به خودى خود مطلب بدى نيست؛ بلكه عاملى است كه خداوند سبحان قرار داده است تا هر موجود زندهاى به اين وسيله حيات خودش را تأمين و كمالات وجودى را كسب نمايد. اگر اين عامل نبود، هيچ موجود زندهاى براى تكامل در حيات مادّى و معنوى خويش تلاش نمىكرد.
بعد از ضرورت اصل وجود چنين غريزهاى، آنچه اهميت دارد، ميزان ارضاى آن است كه بايد همانند همه امور غريزى از مرز اعتدال خارج نشود و به افراط و تفريط منحرف نگردد تا بتواند آدمى را به سوى كمال كه مقتضاى چنين غريزهاى است، سوق دهد.
آنچه بعد از ميزان ارضاى اين غريزه اهميت دارد، تشخيص مصداق «كمال» است كه آدمى چه چيز را كمال خود بداند؟ به يقين انسان خودش را دوست دارد و مىخواهد كاملتر شود؛ اين مقدار، هيچ عيب و نقصى ندارد و يك عامل مثبت است؛ اما بايد ديد كه كمال چيست؟ در جايى كه آدمى خودش نمىداند كمال او چيست، بايد عامل معرفتى و شناخت عقلانى نيز ضميمه بشود. به بيان ديگر درست است كه آدمى خود را دوست دارد و كمال خود را مىطلبد،