پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٠ - ريشه يابى و پيامد لجاجت
آن را انكار كردند، چرا؟ ظُلْماً وَ عُلُوّا[١]؛ برترى طلبى در آنها قوى بود و مىديدند اگر بخواهند حرف موسى(عليه السلام) را قبول كنند و مقدارى انعطاف به طرف حق پيدا كنند، ديگر نمىتوانند بر مردم تسلط كامل داشته باشند.
روحيه برترىطلبى و تسلطجويى بسيار روحيه خطرناكى است. تِلْكَ الدَّارُ الاَْخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدوُنَ عُلُوًّا فِى الاَْرْضِ وَ لاَ فَسَادًا ...[٢]؛ كسى كه روحيه برترىطلبى در او باشد اهل بهشت نخواهد بود. اين روحيه، رفتارو سرنوشت انسان را رو به ويرانى مىكشاند.
اين برترىطلبى از مراتب پايين شروع مىشود؛ از اين روى براى ريشهكن ساختن اين بيمارى انسان بايد از همان ابتدا حواس خود را جمع كند. امام باقر(عليه السلام) مىفرمايد: نمونهاى از برترىطلبى آن است كه انسان دوست بدارد كه بند لباس او بهتر از بند لباس رفيقش باشد و ديگران به او نگاه كنند[٣]. اين هم يك نوع علو است كه مىتواند زمينه برترىطلبى مذموم را فراهم سازد. آدمى بايد ببيند مصلحت او چيست و خدا چه مىخواهد و همان را انجام دهد؛ نه آنچه از روى برترىطلبى مىخواهد. اين روحيه كه انسان آدمى دايماً خود را با ديگران مقايسه كند و بخواهد بر ديگران برترى داشته باشد، عاقبت به حسد، ظلم و تضييع حقوق ديگران منتهى مىگردد. و بالاخره نهايت اين راه، به جحود و كفر ختم مىشود. «جحود»، آن نوع كفرى است كه از روى عناد انجام مىپذيرد؛ يعنى على رغم اين كه مىفهمد حق چيست، از روى عمد آن را رد مىكند كه حالت بسيار خطرناكى است و زمينهساز انحرافهاى فراوان بعدى مىگردد. بايد مواظب باشيم كه مبادا فكر برترىطلبى بر ديگران و جلوههاى رفتارى آن، يعنى لجاجت، در ذهن و اعمال ما ريشه پيدا كند، اين روحيه كه چون اين حرف را من گفتم پس حق است و بايد حرف خود را به كرسى بنشانم جز «خود را برتر دانستن» نيست. اگر واقعاً حرف حقى است، چون حق است بايد به آن پاىبند باشيم؛ نه به خاطر آن كه من گفتهام.
البته انعطافپذيرى در همه جا خوب نيست. انسان نبايد در هر موردى انعطاف داشته باشد و گفته هر كسى را تأييد كند و بگويد درست است. روحيه تسامح كه غربىها ترويج مىكنند، درست نيست. انسان بايد حق را بشناسد و نسبت به آن استقامت داشته باشد و در
[٢] قصص (٢٨)، ٨٣. [٣] بحارالانوار، ج ٧٩، ص ٣١٢.