پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢ - خريد رضا و رضوان الهى
«شحّ» تقريباً به معناى «گرفتگى» است و معناى آن خيلى نزديك معناى «بُحّ» مىباشد. اگر صداى كسى بگيرد به اين حالت «بُحّ» مىگويند. حال به گرفتگىِ دست، كه مانع عطا و بخشش مىگردد «شحّ» مىگويند. «گرفتگى دست» كنايه از سخت به دنيا چسبيدن و رهانكردن آن است. چسبيدن به دنيا باعث بدبختى انسان مىشود؛ لذا كسى كه در پى سعادت است بايد سعى كند از اين گرفتگى رها شود؛ اما مهم آن است كه بدانيم چه وقت انسان مىتواند از اين مانع سعادت رهايى يابد؟ با توجه به مطالب گفته شده پاسخ اين پرسش حياتى و حساس واضح است. آدمى وقتى مىتواند از تعلق دنيا رهايى يابد كه از عمق جان بفهمد بخشش و عطاى او در اين دنيا به نفع خود او است و اگر مال و ثروت خود را براى زندگى دنيا صرف كند لذت آن كوتاه و گذراست؛ چون دنيا ماندنى نيست. اما اگر انسان براى خدا و در راه خدا خرج كند افزون بر اينكه در همين دنيا لذت مىبرد، خداوند نشاط روحىيى به او عطا مىكند كه هميشگى و دايمى است. وقتى انسان به خاطر رضايت خدا به ديگران خدمت مىكند علاوه بر پاداش دنيايى، تأثير اين عمل تا ابد براى او باقى مىماند و ثمرات كار نيكِ خداپسندانه خود را در آخرت مىچشد. از اين روى حضرت(عليه السلام) در ادامه وصيت مىفرمايند: فَأَنْفِقْ فِى حَق؛ در راه حق انفاق كنيد و اگر مالى داريد در راه صحيح خرج كنيد. اين مال را براى ديگران نگه نداريد و خزانهدار ديگران نباشيد: وَ لاَ تَكُنْ خازِناً لِغَيْرِك.
عاقبت فزونطلبى كسانى كه يك عمر تلاش مىكنند تا لحظه به لحظه بر ثروت خود بيفزايند چيست؟ آنها مىخواهند به كجا برسند؟ مگر غير از اين است كه اين افراد خزانهدار ديگرانند و مانند يك نگهبان عمل مىكنند و هر چه به دست مىآورند در ساختمانى كه نگهبانى آن را بر عهده دارند جمعآورى و نگهدارى مىكنند. مگر انباردار يك كاروانسرا عملى غير از كار اين گروه انجام مىدهد؟ اگر انباردار يك تجارتخانه از كالاى انبار شده استفاده كند و سود ببرد، اين گروه هم سود خواهند برد! بديهى است ذرهاى سود و بهره به آن انباردار نمىرسد؛ بلكه مرتب كالاها و اموال را تحويل مىگيرد و داخل انبار مىگذارد و درب آن را مىبندد و از آنها نگهدارى مىكند؛ ولى خودش بهرهاى از آنها نمىبرد.
حال شما هم كه اين اموال را انفاق نمىكنيد مانند آن انباردار هستيد كه آنها را جمع و