پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٦ - مفهوم حقوقى حق
برخى توهمهاى نابهجا شود؛ چه حضرت مىفرمايند: نسبت به كسى كه درباره تو حقشناس است قدرشناس باش. ممكن است بگوييم لازمه اين سخن آن است كه اگر كسى حقشناس نبود ما هم نبايد نسبت به او حقشناس باشيم. آيا واقعاً اين گونه است؟ اين سؤال از اهميت خاصى برخوردار است و جواب مبسوط و مشروحى مىطلبد كه به ميزان ظرفيت اين مقال، بسط كلام داده، توضيح و شرح مختصرى ارائه مىكنيم.
مفهوم حقوقى حق
براى روشنشدن پاسخ سؤال فوق ابتدا بايد ببينيم خود «حق» چيست. حق يك واژه طرفينى است و هميشه دو طرف دارد. با توجه به اين كه هر يك از دو طرف حق، گاه شخص حقيقى، گاه شخصى حقوقى (شخصيت) و گاه چيزى غير از اين دو است، براى حق تقسيمات متعددى ارائه مىگردد؛ مثلاً يك گروه از حقوق، حقوق الهى هستند كه بين خداوند و مخلوقاتش برقرار مىشود و برخى حقوق، حقوق اجتماعى مىباشند كه بين انسانها با يكديگر بر پا مىشود و... . به هر حال واژه حق در تحقق خود، نيازمند وجود حداقل دو طرف مىباشد؛ يعنى دو طرف (اعم از فرد يا گروه) هستند كه نسبت به هم حق متقابل دارند؛ مثلاً حق همسايه را در نظر آوريد. وقتى اين همسايه بر همسايه ديگر حق دارد، متقابلا آن همسايه نيز بر اين همسايه حقى پيدا مىكند؛ چراكه حق، مفهومى متقابل است و در اين معنا تفاوتى وجود ندارد كه حق بين دو برادر، يا دو خواهر، يا دو همدرس، يا دو رفيق، يا حتى دو همسر باشد. وقتى شوهر بر زن حق دارد، زن هم از حق و اولويتى برخوردار مىگردد.
در برخى موارد اين گونه مىنمايد كه حق، بيش از يك طرف ندارد و به تعبيرى، حق يكطرفه برقرار شده است؛ مانند اين كه يكى از افراد خانواده يا جامعه بر ديگرى حق دارد، بدون اين كه در قبال اين حق براى ديگرى و طرف مقابل حقى در نظر گرفته شده باشد؛ مثلا پدر از آن جهت كه پدر است نسبت به فرزند خود حقوقى دارد (اعم از حقوق مادّى و غير مادّى) كه در مواردى حتى اگر پدر از دنيا برود اين حق همچنان محفوظ است؛ مانند حقوقى كه شرع مقدس براى پدر نسبت به فرزند بزرگ وضع نموده است. ثبوت اين حقوق متوقف بر