پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - سرانجام زندگى غير الهى
انسان را سير مىكند اما در مقايسه با خريد قصر و باغى دلگشا، بىارزش و ناقابل است و اصلا قابل مقايسه نيست.
عملكرد ما نيز در اين دنيا بهتر از اين نيست. ما نيز با همين لحظههاى كوتاه عمر مىتوانستيم يك قصر ابدى در عالم آخرت تهيه و تدارك كنيم؛ در حالى كه اوج هنر ما در دنيا اين است كه گناه نمىكنيم و موجب عذاب خود را فراهم نمىسازيم. در واقع با عملكرد و رفتار خود در اين دنيا هيچ نفعى براى زندگى اخروى به دست نمىآوريم و تنها هنر ما اين است كه اسباب عذاب خود را فراهم نمىكنيم؛ اما آن نفعى كه مىتوانستيم به دست آوريم، حاصل نمىشود و تنها به اين مقدار دل خوش كردهايم كه خسارتى متوجه ما نمىشود. روشن است كه اين عملكرد؛ يعنى اكتفا به دفع ضرر و خسارت با وجود امكان تحصيل سودِ فراوان هرگز عاقلانه نيست. به بيان صريح، جز عملى احمقانه نمىتوان نام ديگرى بر آن نهاد؛ چه وقتى تنها به رعايت احكام شرعى بسنده مىكنيم، ثمرهاى جز نفى عذاب عايد ما نمىشود و در واقع خسارتى را متحمل شدهايم كه هيچ عاقلى آن را نمىپذيرد.
سود واقعى در آن است كه تمام لحظات و امكانات خود را در مسير تحصيل زندگى جاودان آخرت و رضايت خداوند صرف كنيم؛ زيرا آنچه باقى مىماند و فنا و زوال ندارد سعادت آخرت و رضايت حضرت سبحان است و بس، و ساير امور، هر قدر هم حلال و خوب باشند از بين مىروند: مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ بَاق.[١] باقيات آنهايى است كه مىماند و پيش خداست: اَلْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَاَلْبَقِيَتُ الصَّلِحَتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباً...؛[٢] اين لذايذ دنيا زيورى بيش نيستند و براى سر و سامان دادن به همين زندگى و زرق و برق خانه دنيا به كار مىآيند و در پايان اين زندگى، آنها هم از بين مىروند و تمام مىشوند: وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا كَمَاء اَنْزَلَنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الاَْرْضِ فَأَصْبَحَ هَشيًما تَذْرُوهُ الرِّيح؛[٣] و براى آنان زندگى دنيا را مثل بزن كه مانند آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم؛ سپس گياه زمين با آن در آميخت و [چنان] خشك گرديد كه بادها پراكندهاش كردند. در اين رابطه مناسب است به سرگذشت قارون كه در قرآن كريم آمده، اشاره كنيم.
[١] نحل (١٦)، ٩٦. [٢] كهف (١٨)، ٤٦. [٣] كهف (١٨)، ٤٥.