پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - تأثير تربيتى ارضاى غرايز
كمك پدر، مادر و يا شخص ديگرى باشد. براى چنين شخصى اگر مشكلى پيش بيايد، سعى نمىكند خودش آن مشكل را حل نمايد؛ بلكه دايم چشم به كمك اين و آن دوخته و منتظر يارى ديگران است تا به او كمك كنند. طبعاً چنين كسى در مسايل معنوى هم تلاش زيادى نخواهد كرد؛ چراكه ياد نگرفته است كه خودش تلاش بكند؛ بلكه عادت نموده است كه هميشه در سايه كمك ديگران تلاش كند. واضح است كه اين كار و اين روحيه، روحيه خوبى نيست؛ چون آدمى را موجودى طفيلى بار مىآورد. اما از جانب ديگر، حالت افراط در اين غريزه هم مضرّ است؛ چون باعث مىگردد آدمى در تمام امور، خود را توانمند و قدر قدرت ببيند و خويش را بىنياز از همگان بپندارد و چه بسا تا مرز خدايى و برترى بر تمام خلايق خود را بالا بكشد. البته اين روحيه از جهالت آدمى سرچشمه مىگيرد و چنين شخصى همانند بچهاى است كه در اوايل نمىفهمد كه اگر بخواهد از خيابان عبور كند، خطر تصادف با ماشين او را تهديد مىكند. اين بچه، حاضر نيست دستش را در دست پدر و مادر بگذارد و مىخواهد خودش به تنهايى از خيابان عبور كند؛ چراكه دچار افراط در استقلالطلبى است و نمىفهمد كه در اينجا بايد ديگران به او كمك كنند و بدون كمك ديگران، جانش در خطر است. به هرحال هم افراط و هم تفريط در اين غريزه مضرّ هستند. اتكاى به نفس و استقلال داشتن اگر چه پسنديده است، ولى افراط در آن خطرهاى فراوانى دارد. اگر پدر و مادر بگذارند اين خواست و روحيه به همين صورت در بچه رشد كند، باعث مىشود كه خطرهاى زيادى حيات بچه را تهديد كنند.
يكى از ابعاد غريزه استقلالطلبى اين است كه كه آدمى شخصيت خاصى براى خودش قايل است؛ مثلا وقتى حرفى مىزند درصدد برمىآيد تا آن حرف را به كرسى بنشاند و يا دوست دارد اگر رفتارى انجام مىدهد، اين رفتار از سوى ديگران پذيرفته شود. خواست طبيعى و فطرى انسان آن است كه هم خودش و هم عملكرد و رفتارش، بدون قيد و شرط، مورد پذيرش ديگران واقع شود. اگر بنا باشد حرفى كه مىزند، غلط و اشتباه تلقى گردد و رفتارى كه انجام مىدهد بد و ناشايست شمرده شود و چيزى را كه دوست دارد، نزد همه بىمورد و نابجا تلقى شود، لازمهاش اين است كه در اجتماع پذيرفته نشود و مطرود گردد كه چنين امرى